الفيض الكاشاني

514

ترجمة الحقائق ( فارسى )

شده كه : از دادنِ كم شرم مكنيد « 1 » از براى آنكه محرومى كمتر از آن است « 2 » . و وارد شده : بهترين صدقه‌ها صدقهء « 3 » كسى است كه پريشان باشد ، با عسرت و پريشانى قدرى را در راه خدا بدهد « 4 » . و « 5 » ديگر سزاوار آن است كه آنچه را تصدّق نموده به اختيار مالك آن نشود و تصدّق غير را قسمت كند در ميان فقرا « 6 » . در خبر وارد شده كه : قسمت كننده يكى از دو « 7 » كسى است كه عطا نمايد « 8 » . و ديگر سزاوار آن است كه اجتناب نمايد از منّت گذاشتن و آزار رسانيدن ، خداى عزّ وجلّ فرموده : « لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى » « 9 » يعنى باطل مكنيد صدقه‌ها را به منّت گذاشتن و آزار رسانيدن . و نيز فرموده : « قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً » « 10 » يعنى ردّ نمودن به خوبى و تجاوز از الحاح سائل بهتر از صدقه‌اى است « 11 » كه در عقب آن آزارى باشد . و منّت آن است كه خود را احسان نماينده داند . و اين دانسته مىشود به قوّت استبعاد جنايت « 12 » قابض بعد از عطا ، و در واقع قابض احسان نماينده است از براى آنكه او را به ثواب مىرساند و از عقاب خلاص مىسازد و وى نايب خداى عزّ وجلّ است و مال حقّ خداست و حوالهء فقير نموده تا « 13 » وعدهء روزىاى كه به بندگان نموده وفا نمايد .

--> ( 1 ) . مكنيد / a نكنيد . ( 2 ) . نهج البلاغة 4 : 15 كلام 67 . روضة الواعظين : 384 . ( 3 ) . s - صدقهء . ( 4 ) . الكافي 4 : 18 ح 3 . ثواب الأعمال : 142 . كتاب من لا يحضره الفقيه 2 : 70 ح 1751 . ( 5 ) . a - و . ( 6 ) . s + و . ( 7 ) . دو / a ده . ( 8 ) . الكافي 4 : 17 ضمن ح 1 . ( 9 ) . بقره : 264 . ( 10 ) . بقره : 263 . ( 11 ) . از صدقه‌اى است / a s است از صدقه‌اى . ( 12 ) . در متن عربى « جباية » آمده است . ( 13 ) . تا / a با .