الفيض الكاشاني

490

ترجمة الحقائق ( فارسى )

ندارد و نصيب هر بنده‌اى از آن به قدرى است كه روزى آن شده ، و هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در قرآن موجود است . فصل [ خالى بودن از موانع فهم ] و از جملهء امور باطنى خالى بودن « 1 » از موانع فهم است ، از براى آنكه بيشتر مردم ممنوع شده‌اند از « 2 » فهم [ m . b 114 ] معناهاى قرآن از راه سببها « 3 » و حجابهايى كه شيطان بر دلهاى ايشان آويخته و عجايب قرآن از ايشان پنهان شده . حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : اگر شيطانها را راهى بر دلهاى فرزند آدم نمىبود هرآينه ملاحظهء باطن عالم را مىنمودند . و معانى قرآن از امور باطنى است از براى آنكه به نور باطن ديده مىشود نه به نور حواسّ ظاهرى . و آنچه مانع فهم است چهار چيز است : اوّل : آنكه همّت مصروف به تحقيق حروف باشد به اينكه آنها را از مخرج بگويد . و متولّى حفظ اين شيطانى است كه به قرآن موكّل شده تا مردم را از فهميدن معناى كلام خدا بگرداند و هميشه ايشان را بر تكرار حروف مىدارد و به خيال مىاندازد كه اين حرف از مخرج بيرون نيامده ! و اين چنين كسى تأمّلش مقصور بر « 4 » مخارج حروف است و « 5 » با اين حالت « 6 » چون تواند شد كه معانى از براى او ظاهر شود ! و هر كسى كه به مثل اين تلبيس فرمانبردار شيطان شود بيشتر مضحكهء آن شده خواهد بود . دوم : آن است كه مقلّد مذهبى باشد كه به تقليد شنيده و بر آن منجمد شده و در طبع او تعصّب آن مذهب جاى گرفته به محض « 7 » متابعت آنچه شنيده بىآنكه به بصيرت و

--> ( 1 ) . s + دل . ( 2 ) . از / a و . s در . ( 3 ) . سببها / a سببهاى . ( 4 ) . a s - بر . ( 5 ) . s a - و . ( 6 ) . s a + و . ( 7 ) . a + به .