الفيض الكاشاني
443
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و علاجش آن است كه نفس را مجبور سازد بر فهميدن آنچه مىخواند و باز دارد او را از غير آنچه به آن مشغول است . و « 1 » معين بر اين است « 2 » استعداد اين را گرفتن پيش از احرام « 3 » به اينكه مكرّر ياد نمايد آخرت را و ايستادن از براى مناجات با خدا و خطر ايستادن در برابر خداى عزّ وجلّ و هَول اطّلاع خداوندگار عالميان بر بندگان را . و فارغ سازد « 4 » قلب را پيش از احرام به نماز از هرچه اهتمام به آن داشته باشد و از براى خود شغلى كه خاطر به آن ملتفت شود نگذارد « 5 » . و اينكه گفتيم طريق فرو نشانيدن فكرهاست . و اگر فكرها به اين علاج ساكن نشود پس فايده نمىبخشد مگر مُسهلى كه مادّهء مرض را از بيخ رگها بكند ؛ و آن اين است كه نظر كند در چيزهايى كه او را مشغول مىسازد و مانع از حضور قلب است . و شكّى نيست كه اين نوع امور به اهتمام به آنها برمىگردد . و مهمّ بودن آنها به خواهشها مىباشد . و بايد كه خود را معاقب سازد « 6 » به مُنسلخ شدن از شهوتها و قطع علاقهها ، پس هرچه باز مىدارد از حضور قلب در نماز ضدّ دين و لشكر ابليس لعين است كه دشمن اوست و وجود آن چيز ضررش بيش از نبودن آن است و خلاصى در بيرون رفتن از آن است و غير از اين « 7 » فايده نمىبخشد . و آنچه گفتيم از فرو نشانيدن خاطر به نرمى و ردّ نفس به « 8 » فهم ذكر نافع است در شهوتهاى ضعيف و همّتهايى « 9 » كه مشغول نسازد مگر اطراف قلب را . و امّا شهوتهاى قوى كه غالب باشد تسكين خاطر نفعى نمىرساند ، بلكه اين قسم شهوتها نفس را به
--> ( 1 ) . a s - و . ( 2 ) . s a + و . ( 3 ) . احرام / a حرام . ( 4 ) . s + و ! ( 5 ) . نگذارد / s a وانگذارد . ( 6 ) . a + و ! ( 7 ) . s a + چيزى . ( 8 ) . به / a s و . ( 9 ) . همّتهايى / s a جهتهايى .