الفيض الكاشاني

389

ترجمة الحقائق ( فارسى )

براى ازالهء آفتى باشد كه واقع شده باشد . و خواه اسبابى باشد كه جزم به آن حاصل باشد مثل دراز كردن دست به طعام تا آنكه به دهن برسد ، يا ظنّى باشد مثل برداشتن توشه از براى سفر و سلاح برداشتن از براى دفع دشمن و تحصيل مايه نمودن از براى تجارت و ذخيره كردن از براى عروض اضطرار و استعمال دوا كردن از براى ازالهء مرض و اجتناب از خواب نمودن « 1 » در مأواى حيواناتِ درنده و در ممرّ سيل و زير ديوار شكسته و درِ خانه را بستن و شتر را پاى بند ساختن و امثال اينها . امّا سببهاى موهومه مانند افسان خواندن و فال بد زدن و استقصا در دقايق تدبير نمودن البته توكّل را باطل مىسازد زيرا كه امثال اينها در نزد عُقلا از اسباب نيست و از آنهايى نيست كه خدا امر به آن كرده بلكه نهى از آنها وارد شده ، با آنكه آنچه امر به آن شده اجمال در طلب است و عدم استقصا و ترك دير شمردن روزى است . حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : آگاه باشيد به درستى كه روح الأمين در دل من دميد اين را كه هيچ نفسى نمىميرد تا آنكه روزىِ او به تمام به او برسد ، پس از خدا بترسيد و اجمال در طلب بكنيد « 2 » . و فرمودند : اجمال در طلب نكرده كسى كه به كشتى سوار شود « 3 » ! و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند : بايد طلب معيشت كردنِ تو فوق كسب صاحب بطالت باشد و دون طلب حريصِ راضى به دنيا و آرميده به آن باشد ، لكن خود را نازل منزلهء شخصى بساز كه صاحب انصاف و پاك‌دامن باشد و مرتبهء خود را بلند گردان از مرتبهء كسى كه سست و ضعيف است و كسب كن آنچه ضرور است ، به

--> ( 1 ) . a s + و ! ( 2 ) . بصائر الدرجات : 473 ح 11 . الكافي 2 : 74 ضمن ح 2 . أمالي الصدوق : 369 ضمن ح 1 . تهذيب الأحكام 6 : 321 ح 1 . ( 3 ) . الكافي 5 : 256 ح 3 . كتاب من لا يحضره الفقيه 1 : 460 ح 1333 .