الفيض الكاشاني

365

ترجمة الحقائق ( فارسى )

زيرا كه شوق تعلّق به چيزى مىگيرد كه از راهى ادراك آن شده باشد و از راهى ادراك نشده باشد و حصول آن يا به نوع وضوح و يا به انتظار باقى مطلوب مىباشد . و هيچ يك از اين دو نهايتى نمىدارد زيرا كه مراتب وضوح غير [ m . a 84 ] متناهى است و هم‌چنين زيادتى آنچه از براى بنده باقى مانده از جمال و جلال خدا پايانى ندارد ، بلكه با حصول اصل وصال شوقى نيز مىيابد كه لذيذ مىباشد و المى در آن ظاهر نمىشود ، پس شوق هرگز آرميده نمىشود و خصوصاً از كسى كه بالاتر از آنچه يافته مراتب بىشمار تصوّر كند ، در قرآن مجيد وارد شده : « نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا » « 1 » يعنى مؤمنان در قيامت نور ايشان ظاهر خواهد شد در پيش رو و در جانب راست و خواهند گفت : خداوندا ! تمام گردان از براى ما نور ما را . و در كتاب مصباح الشريعة مروى است كه حضرت امام جعفر صادق سلام اللَّه عليه فرمودند : مشتاقْ خواهش طعام نمىدارد و از آب لذّتى نمىبرد و خوابيدن او را خوش نمىآيد و به خويشى « 2 » انس نمىگيرد و در خانه‌اى آرام نمىگيرد و در آبادانى سكنى نمىكند و جامهء نرم نمىپوشد و قرار نمىدارد و در شب و روز خدا را مىپرستد در حالتى كه امّيدوار مىباشد كه به آنچه اشتياق دارد برسد و به زبان شوق با او « 3 » راز مىگويد و آنچه در دل دارد اظهار مىكند ، چنانچه خداى عزّ وجلّ از موسى بن عمران خبر داده در وعده‌اى كه به خداى عزّوجل كرده بود در رفتن به كوه طور به آنكه فرمودند : « وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى » « 4 » يعنى به تعجيل به درگاه تو آمدم تا راضى باشى از من . و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله حال حضرت موسى را بيان فرمودند به آنكه در رفتن به كوه طور و بازگشتن تا چهل روز از شوقى كه به خداى عزّ وجلّ داشت نه طعام خورد و نه آب آشاميد و نخوابيد و نه خواهش به چيزى نمود .

--> ( 1 ) . تحريم : 8 . ( 2 ) . خويشى / a خويش . s خوشى . ( 3 ) . او / s a آن . ( 4 ) . طه : 84 .