الفيض الكاشاني
362
ترجمة الحقائق ( فارسى )
ايشان است و هيچ كمتر و بيشتر از اين نمىباشد مگر آنكه خدا با ايشان است . پس چون اولياى خدا به حقيقت معانى اين آيات رسيدهاند مشاهدهء خداى عزّ وجلّ را به ديدههاى باطنى نمودهاند . از حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه پرسيدند : در وقتى كه خدا را عبادت مىكنى او را ديدهاى ؟ فرمودند : واى بر تو ! عبادت نمىكنم خدايى « 1 » را كه نديده باشم . پرسيدند : چون ديدهاى ؟ فرمودند : واى بر تو ! چشمها او را به مردمك نديدهاند « 2 » بلكه ديدههاى باطن او را به حقيقت ايمان ديدهاند « 3 » . و حضرت امام حسين عليه السلام در دعاى عرفه فرمودند : چون استدلال توان نمود بر تو به چيزى كه در وجودِ خود محتاج است به تو ؟ آيا غير تو آن مقدار ظهور دارد كه تو ندارى تا آنكه آن ظاهر سازد تو را ؟ كى غايب بودى تا محتاج باشى به دليلى كه راهنمايى كند به تو ؟ و كى دور بودى كه آثارْ مردم را به تو رسانند ؟ نابيناست چشمى كه تو را نبيند و حال آنكه هميشه تو بر آن مشرفى . و در زيان است سرمايهء بندهاى كه نگردانيدهاى از براى او از محبّت خود نصيبى . و نيز فرموده : خود را شناسانيدهاى به هر چيزى « 4 » ، پس چيزى نيست كه تو را نشناسد . و فرموده : شناسانيدهاى « 5 » خود را به من در هر چيزى ، پس ديدهام تو را ظاهر در هر « 6 » چيزى ، پس تو ظاهرى از براى هر چيزى . و ديگر سخنان در اين معنا از ائمّهء هُدى سلام اللَّه عليهم [ m . b 83 ] وارد شده . بلى
--> ( 1 ) . خدايى / a خدا . ( 2 ) . s + و . ( 3 ) . الكافي 1 : 97 ح 6 . التوحيد : 109 ح 6 . نهج البلاغة 2 : 99 كلام 179 . ( 4 ) . a + نيست ! ( 5 ) . شناسانيدهاى / a شناسانيدن . ( 6 ) . a s - هر .