الفيض الكاشاني

352

ترجمة الحقائق ( فارسى )

توست و مطلوب من همسايگى توست و غايت سؤالهاى من نزديكى توست و نسيم و راحت من در مناجات توست و دواى مرض من و شفاى حرارتِ محبّت و خنكى حرقتِ قلب و رفع كدورت من در نزد توست . پس فرمودند : قطع مكن مرا از خود و دور مكن « 1 » مرا از خود ، اى نعيم و بهشت من و اى دنيا و آخرت من « 2 » ! [ m . a 81 ] و نيز فرمودند : خداوندا ! كيست آن كسى كه حلاوت محبّت تو را بچشد و ديگرى را به عوض قصد كند ؟ و كيست آن كسى كه انس به « 3 » نزديكى تو بگيرد و طلب آن كند كه رو از تو بگرداند ؟ خداوندا « 4 » ! بگردان مرا از آن كسى كه برگزيده‌اى او را از براى نزديكى ويارىِ خود وخالص ساخته‌اى او را از براى خواهش و محبّتِ خود و مشتاق گردانيده‌اى او را به ملاقاتِ خود و راضى كرده‌اى او را به قضاى خود و احسان نموده‌اى به او به آنكه نظر كند به روى تو و عطا كرده‌اى به او خوشنودى خود را و پناه داده‌اى او را از هجرت و بىالتفاتى خود . پس فرمودند : و حيران كرده‌اى دل او را از براى ارادهء خود و برگزيده‌اى او را از براى مشاهدهء خود و روى دل او را از همه « 5 » پرداخته‌اى از براى « 6 » خود و فارغ « 7 » ساخته‌اى دل او را از براى محبّت خود . پس فرمودند : بار خدايا ! بگردان مرا از آن كسانى كه نشاط و شوق ايشان هميشه متّصل است به تو و طريقهء ايشان آه و ناله است و پيشانى ايشان بر خاك گذاشته از براى عظمت تو در سجده‌اند و اشكهاى ايشان از ترس تو روان شده و دلهاى ايشان به

--> ( 1 ) . مكن / a s مگردان . ( 2 ) . بحار الأنوار 91 : 147 مناجات 8 . ( 3 ) . s - به . ( 4 ) . خداوندا / a تو . s - بگرداند خداوندا . ( 5 ) . a + چيز . ( 6 ) . s a + محبّت . ( 7 ) . فارغ / s a مفارغ .