الفيض الكاشاني
342
ترجمة الحقائق ( فارسى )
آنچه را اهل بحث به « 1 » سرمايهء عقل ناقص ذكر كردهاند پريشان ومتعارض است . و دلها را به آنچه در ابتداى نشو و نما به آنها رسيده الفتى و تعلّقى مىباشد . و تعصّبهايى كه در ميان مردم برانگيخته مىشود از قبيل ميخهايند كه اعتقادات موروثى يا مأخوذ به حُسن ظنّ از معلّمان در ابتداى امر « 2 » را مؤكّد و محكم مىسازند و باز طبعها به محبّت دنيا مشعوف و بر آن اقبال مىكنند و شهوتها گلوى او را مىگيرند و « 3 » از تمامى فكر مىكيبانند . و هرگاه راه سخن در ذات و صفات خدا به رأى و عقل مفتوح شود با آنكه مردم در آفرينش متفاوت و در طبعها مختلف مىباشند و هر جاهلى حريص مىباشد بر اينكه دعواى كمال و احاطه به كنه حقّ بكند ، در آن مقام زبان همه گويا مىشود به آنچه در خاطر ايشان خطور كرده يا به دل مستمعان جاى كرده ، و به طول الفت اين حالت محكم مىشود و بِالكلّيّة راه خلاصى از ايشان مسدود مىگردد . پس سلامتى مردم در آن است كه مشغول عملهاى صالح شوند و آنچه از حدّ طاقت ايشان بيرون « 4 » است متعرّض آن نشوند ، مگر كسى كه خداى عزّ وجلّ او را در دينْ فقيه گردانيده باشد و تأويل چيزها را به او تعليم كرده باشد و نور حكمت در دل [ او ] افروخته شده باشد و اين دُرّ نايابى از قبيل كبريت سرخ است . و امّا سبب دوم در بدى خاتمه آن است كه : اوّلًا ايمان ضعيف باشد و محبّت دنيا بر دل مستولى شود . و هرگاه ايمان ضعيف باشد محبّت خدا ضعيف و محبّت دنيا قوى مىشود و آخر به حيثيّتى مىشود كه در دل جاى محبّت خدا باقى نمىماند مگر
--> ( 1 ) . a - به . ( 2 ) . امر / m او . ( 3 ) . s a - و . ( 4 ) . بيرون / s برون .