الفيض الكاشاني
269
ترجمة الحقائق ( فارسى )
حاجت مضطر به آن است و مىخواهد كه از قضاى حاجت مستغنى باشد تا آنكه از آب خانه نيز مستغنى باشد ! امّا كسى كه محبّت به مال و جاه داشته موصوف به فسق و عصيان نمىشود مادام كه به ارتكاب معصيتى نكشاند و مادام كه در اكتساب آن متوسّل به دروغ و مكر و ارتكاب حرامى « 1 » نشود و مادام كه عبادت را وسيلهء تحصيل آن نكند ، زيرا كه عبادت را وسيلهء مال و جاه نمودن جنايتى است بر دين و اين حرام است و رياى حرام به اين برمىگردد . و اگر طلب مال و جاه را به اين كند كه عيبى از عيبهاىْ و گناهى از گناهان خود را پنهان سازد تا كسى نداند و اعتبار آن زايل نشود اين نيز مباح است از براى آنكه محافظت بر پرده پوشى بر قبايح جايز است ، بلكه جايز نيست پرده درى و اظهار قبايح نمودن ، و اين از قبيل « 2 » تدليس نيست بلكه منعى است از دانستنِ مردم چيزى را كه در دانستن آن فايدهاى نيست ، مثل آنكه كسى از پادشاه پنهان دارد شراب خوردن را و اظهار پرهيزكارى نكند ، چو اگر گويد كه « 3 » : پرهيزكارم ، تدليس خواهد بود . و امّا اقرار به شرب خمر ننمودن موجب اعتقادِ پرهيزكارى نيست بلكه مانعى است از علم به شراب خوردن . فصل [ در محبّت مدح و ثنا ] و امّا محبّت مدح و ثنا چند سبب دارد : ح اوّل : - و اين قوىترين سببهاست - آن است كه نفس شعور به كمال خود به هم مىرساند . هرگاه شعور به كمال خود به هم رسانيد انبساطى و نشاطى و لذّتى در خود
--> ( 1 ) . حرامى / a حرام . ( 2 ) . قبيل / m قبيح ! ( 3 ) . a - كه .