الفيض الكاشاني

262

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و « 1 » از براى جاه ثمره‌هاى بسيار مىباشد مثل مدح و تعريف بىاندازه ؛ از براى آنكه كسى كه به كسى « 2 » اعتقاد كمالى مىدارد ساكت از آن نمىباشد بلكه هميشه مدح او را مىكند ، و مثل خدمت « 3 » و همراهى از براى آنكه نمىتواند كه به قدر اعتقاد فرمانبردارى نكند ، و مثل ايثار و ترك منازعت و تعظيم و احترام ، يا « 4 » به ندا « 5 » سلام كردن و در مجلسها او را بر صدر جا دادن و [ m . a 61 ] در جميع مطالب او را مقدّم داشتن . و بدان كه مالك دلها شدن رجحان دارد بر مالك مال شدن از چندين راه : اوّل : آنكه به جاه تحصيل مال نمودن آسانتر است از تحصيل نمودن جاه به مال ، پس عالم يا زاهد كه در دلها جاهى دارد اگر قصد كسب مال كند آسان است ؛ از براى آنكه مال مردم مسخّر دلهاست و صرف كسى مىكنند كه اعتقاد كمالى به آن داشته باشند ، و امّا مرد خسيس بىسر و پايى كه كمالى ندارد اگر گنجى بيابد و جاهى كه به آن حفظ مال نمايد نداشته باشد و خواهد كه به مال تحصيل جاه كند او را ميسّر نمىشود . دوم « 6 » : آنكه مال در معرض بطلان و تلف شدن است از براى آنكه دزد مىبرد و غصب مىشود و پادشاهان و ستمكاران طمع در آن مىكنند و محتاج است به حفظ و حراست و خطرهاى بسيار راه به آن مىيابد ، امّا مالك دلها شدن اين آفات را نمىدارد از براى آنكه صاحب جاه از غصب « 7 » و دزدى در امن و امان مىباشد ، بلى غصب جاه به اين طريق ممكن است كه كسى رأىهاى مردم را بَرهم زند و حال صاحب جاه را در نظرها زشت گردانَد « 8 » و تغيير گمانهاى مردم را بدهد در آنچه تصديق نموده‌اند از اوصاف كمال ، امّا دفع اين فسادها آسان است .

--> ( 1 ) . a - و . ( 2 ) . a s - كه به كسى . ( 3 ) . خدمت / s حرمت . ( 4 ) . s - يا . ( 5 ) . ندا / s a ابتدا . ( 6 ) . دوم / a و دوم . ( 7 ) . غصب / a غضب . ( 8 ) . گردانَد / a كرده‌اند !