الفيض الكاشاني

236

ترجمة الحقائق ( فارسى )

مردند يا آنكه طلاق تو را دادند ؟ گفت : بلكه همه را كشتم . آن حضرت فرمودند : بَدا حال آن شوهران زندهء تو ! چون است كه عبرت از « 1 » شوهران گذشتهء تو نمىگيرند كه چون تو يك يك از آنها را هلاك كرده‌اى و هيچ يك از تو نمىترسند ؟ ! و حضرت عيسى عليه السلام فرمودند : دنيا مانند پل است ؛ پس از آن بگذريد و آن را عمارت مكنيد « 2 » . و بعضى از حكما گفته‌اند : چه شبيه است حال آدمى و « 3 » فريفته شدن آن به دنيا و غافل بودن آن از مرگ و ما بعد مرگ از هولهاى بسيار و فرو رفتن آن در لذّتهايى كه نقداً « 4 » از آن بهره برمىدارد « 5 » امّا به زودى فانى مىشود و مخلوط است به انواع كدورتها ، به شخصى كه آويخته باشد در چاهى و كمر آن به رشته‌اى بسته باشد و در ته آن چاه اژدهاى عظيمى متوجّه آن شخص و منتظر افتادن او باشد و دهن گشوده باشد از براى فرو بردن آن ، و « 6 » در بالاى آن چاه دو موش سفيد و سياه « 7 » باشد و هميشه آن رشته را آهسته آهسته قطع كنند و يك دم از قطعِ آن سستى ننمايند ، و آن شخص با آنكه آن اژدها را بيند و ملاحظهء منقطع شدن آن رشته « 8 » دم به دم نمايد متوجّه شود به اندك عسلى كه ديوار آن چاه به آن آلوده « 9 » باشد و به خاك ممزوج باشد و زنبور « 10 » بسيارى بر آن عسل هجوم آورده باشد و آن شخص مشغول به ليسيدنِ آن عسل و حرص بر آن داشته لذّت از آن بردارد و با آن زنبورها منازعه نمايد و تمامى همّت را مصروف بر آن داشته اصلًا متوجّه بالاى سر خود و پايين پا نشود !

--> ( 1 ) . از / a در . ( 2 ) . الخصال : 65 در پايان روايت 95 . أمالي المفيد : 43 ضمن ح 1 . روضة الواعظين : 441 . ( 3 ) . s - و . ( 4 ) . نقداً / a نقد . ( 5 ) . a + و . ( 6 ) . a - و . ( 7 ) . سفيد و سياه / s سياه و سفيد . ( 8 ) . a s + را . ( 9 ) . s + بوده . ( 10 ) . زنبور / s a زنبورى .