الفيض الكاشاني
222
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و چهارپايان و زراعت ، و اين كه گفته شد متاع حيات دنياست و بازگشت خوب در نزد خداست . پس اعيان دنيا اينهاست كه مذكور شد الّا آنكه اينها را با بنده دو نوع ربط مىباشد : ربطى با دل « 1 » مىدارند كه عبارت است از محبّت داشتنِ دل به آنها و بهرهاى كه از آنها برمىدارد و همّت را منصرف به آنها مىگرداند تا آنكه دل او مانند بندهء خواهشمند بىاندازه مىشود . و در اين ربط جميع صفات قلب كه متعلّق به دنياست داخل است مثل كبر و كينه و حسد و ريا و نام و آوازه و بدگمانى و مساهله در دين و محبّت مدح و ثنا و محبّت به بسيارى [ m . a 52 ] مال و اولاد و فخر كردن . و دنياى باطنى كه عبارت از اينهاست و امّا « 2 » دنياى ظاهرى عبارت از اعيان مذكوره است . و ربط دوم آن است كه با بدن مىدارند « 3 » و آن عبارت از مشغول بودن بدن است به اصلاح اعيان مذكوره تا آنكه صلاحيّت حظوظ بدن و غير آن به هم رسانند . و آن تمامى صنعتها و پستهايى است كه مردم به آنها مشغول شدهاند به حيثيّتى كه خود را و عاقبت و حالى كه بازگشت ايشان بدان خواهد بود فراموش كردهاند . و اگر « 4 » سبب احتياج به صنعتها « 5 » را مىدانستند و اكتفا به قدر حاجت مىنمودند مشاغل دنيا ايشان را فرو نمىگرفت . و آنكه مشاغل ايشان را فرو گرفته است از براى آن است كه جاهلند به دنيا و به حكمت در دنيا و به حظوظ دنيوى . و چون شغلهايى در پىِ هم « 6 » به هم رسيده و بعضى به بعضى متّصل شده و هر شغلى ديگر إلى غير النَّهاية گرديده لِهذا در بسيارى اشغال حيران شده مقصود از آنها را فراموش كردهاند . و آنچه در مذمّت دنيا وارد شده به اين برمىگردد كه گفتيم .
--> ( 1 ) . با دل / s m به اوّل ! ( 2 ) . s - دنياى باطنى كه . . . امّا . ( 3 ) . مىدارند / s مىدارد . ( 4 ) . a + به . ( 5 ) . صنعتها / s a صنعتهاى . ( 6 ) . a - هم .