الفيض الكاشاني
212
ترجمة الحقائق ( فارسى )
استحقاق « 1 » از جانب تو زيرا كه تو را وسيله و سببى نيست ، پس بايد كه به جود خدا عجب نمايد زيرا كه احسان نموده به وجود تو و « 2 » وجود صفات تو و وجود عملها و اسباب عملهاى تو . و « 3 » در اين هنگام معنا ندارد كه عابد به عبادت و عالم به علم و جميل به جمال و غنى به غنا عُجب كند از براى آنكه اينها همه از فضل و انعام خداست و بنده محلّ وارد شدن فضل و جود خداست و محلّ نيز از فضل و جود اوست ؛ زيرا كه خداى عزّ وجلّ تو را و اعضاى تو را آفريده و قوّت و قدرت در تو ايجاد كرده و عقل و علم و اراده به تو عطا كرده . و اگر خواهى كه يك چيز از اينها را از خود سلب كنى قادر نيستى . و ديگر آنكه حركات « 4 » در اعضاى تو ايجاد نموده در حالتى كه مستقلّ به اختراع آن است بدون مشاركتى از جهت تو با حقّ در اختراع حركات ، بلى خلق حركات به ترتيب شده چنانچه حركت در اعضا بعد از آن است كه اعضا قوّتى داشته باشند « 5 » و در دل اراده باشد . و اراده بعد از علم به مراد آفريده شده و علم بعد از وجود قلبى است كه محلّ علم است . و چون اينها به تدريج آفريده شده به گمان افتادهاى « 6 » كه خود ايجاد علم كردهاى و حال آنكه غلط كردهاى از براى آنكه « 7 » تحريك بواعث و گردانيدن موانع و تهيهء اسباب جميع از جانب خداى تعالى است و هيچ يك با تو نيست . و از عجايب آن است كه به جود عجب نمايى و عجب نكنى به كسى كه امر همه در دست اوست « 8 » ! و عجب نكنى به جود و فضل و كرم حقّ در اينكه در ميان بندگان تو را بر فاسقان برگزيده ، از آن راه كه فاسقان را تمكين داده از اسباب خواهشها و لذّتها و از
--> ( 1 ) . استحقاق / s a استحقاقى . ( 2 ) . a - و . ( 3 ) . s a - و . ( 4 ) . حركات / a s حركت . ( 5 ) . باشند / باشد . ( 6 ) . افتادهاى / s افتاد . ( 7 ) . s - غلط كردهاى از براى آنكه . a + به . ( 8 ) . s - اوست .