الفيض الكاشاني

207

ترجمة الحقائق ( فارسى )

خود نمايد از راه راست منحرف شده و از براى خود ادّعا نموده چيزى را كه او را « 1 » نمىسزد و مالك آن نيست . و هركه دعواىِ ناحقّ كند كاذب است اگرچه دعوايش « 2 » نفسانى و پنهانى باشد و عمر دراز داشته باشد و خداى عزّ وجلّ او را مهلتى داده « 3 » باشد ؛ زيرا كه اوّل چيزى كه به صاحب عجب مىرسد آن است كه سلب مىشود از وى آن چيزى « 4 » كه به آن مىبالد تا بداند كه عاجز و فقير است . و شاهد شود بر خود تا حجّت بر وى محكم‌تر شود چنانچه با شيطان لعين واقع شد « 5 » . و عجب گياهى است « 6 » كه دانهء آن كفر است و زمينش نفاق است و آبش سركشى و شاخهاش جهل است و برگهاش گمراهى است و ميوه‌اش لعنت است و هميشه در جهنّم بودن ، پس هركه اختيار عجب نمايد تخم كفر را افشانده و نفاق را كاشته و ناچار ثمرهء آن را برخواهد داشت « 7 » . فصل [ در آفات عُجب ] بدان كه آفات عُجب بسيار است : يكى آنكه دعوت به كبر مىكند از براى آنكه يكى از اسبابِ كبرْ عجب است چنانچه اشاره به اين شد « 8 » . و از جملهء آفات آن است كه منجر به فراموش ساختن گناهان مىشود و آنچه را متذكّر شود حقير مىشمرد و عظيم نمىيابد ، پس سعى در تدارك و تلافى آن نمىكند بلكه گمان مىكند كه آنها آمرزيده خواهند « 9 » شد . و امّا عبادات را عظيم مىشمرد و به آن شعف مىدارد و منّت مىگذارد « 10 » بر خداى عزّ وجلّ به سبب اتيان بر آنها ، و

--> ( 1 ) . a s - را . ( 2 ) . دعوايش / m دعواش . ( 3 ) . داده / a داشته . ( 4 ) . چيزى / a s چيز . ( 5 ) . شد / s a شده . ( 6 ) . گياهى است / a گناهى است ! ( 7 ) . مصباح الشريعة : 81 . ( 8 ) . شد / m شده . ( 9 ) . خواهند / a s خواهد . ( 10 ) . a + و !