الفيض الكاشاني
197
ترجمة الحقائق ( فارسى )
مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ » « 1 » يعنى آن چنان خدايى كه همه چيز را خوب آفريده و ابتداى آفرينش آدم را از خاك نموده و بعد از آن نسل آدم را از آب گنديدهء خوارى گردانيده . و امّا علاج تكبّر به جمال آن است كه نظر كند به باطن خود آن نظرى را كه عُقلا مىكنند تا ببيند از چيزهاى قبيح و رسوا چيزى چند كه به جمال « 2 » خود باليدن بر او مكدّر شود ، از براى آنكه پليدىها در « 3 » جميع اجزاى او سرايت نموده چنانچه غايط در رودهها و بَول در « 4 » بَولدان و مادّهء غليظ در بينى و مادّهء رقيق در دهان و چرك در گوش و خون در رگها و خونابه و جِرم در تحت جِلد و بوى بد در زير بغل . و روزى يك مرتبه يا دو مرتبه « 5 » ازالهء غايط به دست خود مىكند و روزى يك مرتبه يا دو مرتبه به بيتُ الخَلاء تردّد مىنمايد « 6 » از براى آنكه بيرون آيد از اندرون او چيزى كه اگر به چشم ببيند آن را پليد خواهد شمرد چه جاى آنكه دست بر او بمالد يا آن را ببويد . و ديگر آنكه اوّل مرتبه از چيزهاى پليدِ بد هيئت آفريده شده مانند نطفه و خون حيض . و بيرون آمده است از مجراى بَول به رحمى كه ممرّ خون حيض و مجراى پليدىهاست . و اگر چنانچه در ايّام حيات يك روز خود را پاكيزه نكند و نشويد بوهاى بد و كثافتها در او پيدا مىشود و به زودى اجلش رسيده مردارى مىشود كه كثيفتر از هر كثافتى باشد . و امّا تكبّر به زور و قوّت علاجش آن است كه بداند چيزهايى را كه بر آن مسلّط شده از ناتوانى و مرضها . و بداند كه اگر يك رگ از رگهاى بدن او به درد آيد عاجزتر از هر عاجزى « 7 » و خوارتر از هر خوارى خواهد بود . و اگر چنانچه مگسى چيزى از او « 8 »
--> ( 1 ) . سجده : 7 و 8 . ( 2 ) . به جمال / a كمال . ( 3 ) . در / a s از . ( 4 ) . a s - بول در . ( 5 ) . s a - يا دو مرتبه . ( 6 ) . تردّد مىنمايد / a مىرود . ( 7 ) . عاجزى / a عاجز . ( 8 ) . چيزى از او / a از او چيزى .