الفيض الكاشاني

178

ترجمة الحقائق ( فارسى )

بر بدگويى كسى « 1 » كشاند خود را تكليف كند به مدح كردنِ او و نيكى وى را گفتن . و اگر حسد او را بر تكبّر بدارد خود را بر تواضعِ او و عذرخواهى ببندد . و اگر او را به منع انعام بدارد سعى كند در زياد كردن احسان . و هرگاه به تكلّف اين كارها بكند و محسود اين را بداند از وى خوشنود شده محبّت با او خواهد داشت . وهرگاه دوستدار او شود حاسد نيز برمىگردد و دوست او مىشود و در ميان آن دو اتّفاقى كه قاطع مادّهء حسد است به هم مىرسد و آنچه را اوّلًا به تكلّف مىكردند در آخر طبيعى مىشود . و اصل در علاج حسد [ m . a 42 ] قلع اسباب آن است از تكبّر و خود را عزيز شمردن و نهايت حرص بر چيزهاى بىفايده داشتن چنانچه بيانِ آن بعد از اين خواهد آمد . باب چهارم : در بيان ريا و كبر و عُجب است بدان كه ريا در عبادت حرام است و صاحب ريا را خداى عزّ و جلّ دشمن مىدارد « 2 » . در قرآن مجيد واقع شده : « فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ * وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ » « 3 » يعنى عذاب شديد از براى نماز كنندگان ريايى است ، آن جماعتى كه از نماز خود غافل مىباشند و پرواى نماز نمىدارند ، آنان كه « 4 » در عملها « 5 » ريا مىكنند و منع مىكنند از انفاق معروف . و نيز وارد شده : « يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا » « 6 » يعنى ريا مىكنند از براى مردم و ياد خدا نمىكنند مگر كم . و نيز در قرآن واقع شده : « كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ » « 7 » يعنى باطل مكنيد صدقات

--> ( 1 ) . a s - كسى . ( 2 ) . s a + و . ( 3 ) . ماعون : 4 - 7 . ( 4 ) . آنان كه / s a تا آنكه . ( 5 ) . عملها / m عملهاى . ( 6 ) . نساء : 142 . ( 7 ) . بقره : 264 .