الفيض الكاشاني

159

ترجمة الحقائق ( فارسى )

در مدّتى مديد مىتواند شد تا آنكه حلم و تحمّلْ خُلق او شود و در وى راسخ شود . و امّا قلع نمودن اصل خشم را از دل كه مقتضاى طبع است ممكن نيست ، بلى ممكن است كه تندى آن را بشكند و آن را ضعيف سازد تا آنكه خشم در باطن او به زودى به هم نرسد و ضعف او به حدّى رسد كه اثر آن در روىِ « 1 » وى ظاهر نشود ، امّا اين نيز بسيار دشوار است . اگر كسى گويد كه « 2 » : هرچه آدمى به آن محتاج است وقتى كه فوت شود واجب است كه متألّم شود نه آنكه غضبناك شود ، پس هركه مثلًا گوسفندى داشته باشد و قوت او « 3 » باشد و آن « 4 » بميرد بر كسى غضب نمىكند اگرچه ملال به هم مىرساند . و لازم نيست كه هركه از چيزى متألّم شود البته به غضب درآيد . و « 5 » چنانچه آدمى از فَصد و حجامت متألّم مىشود امّا بر فصّاد و حجّام غضبناك نمىشود ، پس هر كسى كه توحيد بر وى غالب باشد و همه چيز را از خداى عزّ وجلّ داند بر هيچ كس به غضب درنمىآيد از براى آنكه همه را در تحت قبضهء قدرت حقّ مسخّر مىداند مانند مسخّر بودنِ قلم در دست كاتب . و هر كسى كه پادشاه « 6 » رقمى بر كشتن او بفرستد بر قلم غضب نمىكند ، پس ممكن است كه به غلبهء توحيد قلع غضب بشود . و هم‌چنين به حسن ظنّ به خداى عزّ وجلّ قلع او « 7 » ممكن است به اينكه همه چيز را از خدا بداند . و بداند كه تقدير نمىكند خداوند عالم مگر چيزى را كه در آن خيرى باشد ؛ و بسا باشد كه خير در گرسنگى و بيمارى و زخم خوردن و كشته شدن باشد ، پس به غضب درنمىآيد چنانچه بر فصّاد غضب نمىكند از براى آنكه خير را در آن مىيابد .

--> ( 1 ) . a - روىِ . ( 2 ) . گويد كه / a كه بگويد . ( 3 ) . او / s a آن . ( 4 ) . a s - آن . ( 5 ) . s - و . ( 6 ) . پادشاه / a پادشاهى . ( 7 ) . او / s a آن .