الفيض الكاشاني

156

ترجمة الحقائق ( فارسى )

روشنى عقلش به دود غضب فرو نشسته ، ديگر فايده‌اى بر او مترتّب نمىشود . و از آثار اين نوع غضب در ظاهر بدن [ m . a 37 ] تغيير رنگ و ارتعاش اعضاست و بيرون رفتن افعال او از « 1 » ترتيب و نظام و اضطراب در حركت و حرف زدن به حدّى كه بر كنار لبها كف ظاهر شود و حدقه‌ها سرخ گردد و دماغ بر بالا جهد و هيئت روى از حالتِ اصلى بيرون رود . و به يقين كه اگر غضبناك در حالت غضبْ زشتى صورت « 2 » خود را « 3 » ملاحظه نمايد از شرمندگىِ زشتى صورتْ غضب او ساكن خواهد شد . و شكّى نيست كه زشتى صورتِ باطن عظيم‌تر است از زشتى صورت ظاهر ؛ چراكه ظاهر نمونهء باطن است و زشتى اوّلًا در باطن پيدا مىشود و ثانياً اثر آن به ظاهر مىرسد . و آنچه گفته شد آثارى است كه در جسد هويدا مىشود . امّا اثر آن بر زبان گشادنِ آن است به دشنام و فحش و سخنان زشتى كه عُقلا از آن ننگ مىدارند و قايل آن نيز در وقتى كه غضبش فرو نشست « 4 » ننگ مىدارد و با وجود اين حالت سخنانش پريشان و كلماتش مضطرب مىباشد . و « 5 » امّا اثر آن بر اعضا كسى را زدن است و هجوم بر وى آوردن و جامه‌اش را دريدن و كشتن و زخم زدن در وقتى كه قادر باشد بدون احتياطى . و اگر كسى را كه بر او غضب كرده فرار كند يا مانعى از انتقام كشيدن رو دهد غضب او بر خودش برمىگردد و جامهء خود را مىدرد و بر روى خود « 6 » مىزند . و گاه مىباشد كه مىدود مانند دويدن كسى كه حيران و مست و مدهوش و سرگردان باشد . و بسا مىباشد كه بر زمين مىافتد نه قدرت بر دويدن مىدارد و نه مىتواند كه برخيزد از راه زيادتى غضب و

--> ( 1 ) . از / m در . ( 2 ) . a + غضب . ( 3 ) . a + در آينه . ( 4 ) . نشست / a نشسته . ( 5 ) . s - و . ( 6 ) . s - خود .