السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

814

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

ولايت عهدى مجبور ديد شرط پذيرش ولايت عهدى را اين امر قرار داد كه ابدا در كارهاى حكومتى دخالت نكند ، اين شرط حساب شده باعث شد تا مأمون نتواند از وجود امام سوء استفاده كرده و براى خود كسب مشروعيّت كند . به اين ترتيب امام توطئه و نقشهء زيركانه مأمون را عقيم و بىنتيجه قرار داد ، در همين راستا از همان روزهاى نخستين ولايت عهدى امام رضا ( ع ) از هر فرصت بدست آمده براى گسترش فرهنگ وحى بهره جست و اعلام كرد كه از ديگران به خلافت سزاوارتر است و مأمون در ابراز لطف و پيشنهاد خلافت يا ولايت عهدى تنها به تكليف واجب خويش عمل كرده است . نماز عيد فطر : ماجراى آماده شدن امام براى برگزارى نماز عيد فطر ، گواه روشنى است بر آنكه امام هيچ فرصتى را از دست نمىداد جز آنكه از آن براى اعلان دعوت حقّه خويش و اينكه وى به خلافت از خاندان عباسى سزاوارتر است بهره بردارى مىكرد . ماجرا از اين قرار بود كه وقتى عيد فطر فرا رسيد ، مأمون فرستاده‌اى را بسوى امام گسيل داشت و از او خواست تا در مراسم عيد حاضر شود تا مردم فضيلت او را بشناسند و دلهايشان به وجود او آرام گيرد ، امام رضا ( ع ) توسّط آن پيك به مأمون پيغام داد : تو از شروط ميان من و خودت در باره عدم دخالت من در امور حكومت آگاهى ، امّا چون اين پيغام به مأمون رسيد در اصرار بر خواسته خود مبالغه ورزيد و امام فرمود : اگر مرا از اين تكليف عفو كنى بيشتر مىپسندم و اگر نكنى ، چنان بيرون خواهم آمد كه رسول خدا ( ص ) و على بن ابى طالب ( ع ) بيرون مىآمدند . مأمون پاسخ داد : هرطور كه ميل دارى عمل كن ! مأمون به فرماندهان و مردم دستور داد كه صبح زود بر در سراى امام گرد آيند ، چون خورشيد بر آمد ، امام رضا ( ع ) غسل كرد و عمامه‌اى سپيد از جنس كتان بر سر بست كه قسمتى از آن را روى سينه و قسمت ديگر را ميان شانه‌هاى خويش افكند ، سپس جامهء خود را بالا گرفت و به خادمان خويش فرمود : شما هم مانند من عمل كنيد ، آنگاه عصاى جدّ خويش را در دست گرفت و با پاى برهنه حركت كرد و خادمان هم همراه ايشان به راه افتادند ، سپس امام رضا ( ع ) سر خويش را به سوى آسمان بالا كرد و چهار تكبير گفت ، آسمان و زمين هم در گوش مردم به تكبير