السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

414

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

در مورد آيه إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ [ 1 ] از ابن عباس روايت شده ، فرعون قارون را در مصر مالك و صاحب اختيار بنى اسرائيل قرار داده بود و او به آنها ستم مىكرد و از نظر مال و جاه بر همهء بنى اسرائيل سبقت گرفته بود ، از ( حنتمه ) روايت شده كه كليد گنجهاى قارون آنقدر زياد بود كه شصت استر سفيد آنها را حمل مىكردند و چون جنس كليدهاى آهنى سنگين بود ، تصميم گرفتند كليدها را از جنس چوب بسازند و وقتى حمل آنها نيز مشكل شد ، كليدها را از جنس پوست گاو و به اندازهء يك انگشت تهيّه كردند تا حمل آن آسان شود و او هر جا مىرفت ، كليد گنجهاى خود را همراه خود مىبرد و قاطرهاى حامل كليدها را تزيين مىكرد و چهار هزار سوار او را همراهى مىكردند و سه هزار كنيزك سيمين تن با لباسهاى سرخ رنگ در اطراف او مىچرخيدند و خود را نيز غرق در زر و زيور مىنمود و مردمى كه او را مىديدند از كثرت مال و اولاد او متعجّب مىشدند و آرزو مىكردند ، اى كاش مال و ثروت او را داشتند ، آنگاه خداوند به پيامبرش موسى ( ع ) وحى كرد به قوم خود فرمان دهد به چهار جانب لباسهاى خود پارچه‌هاى سبز و آبى به رنگ آسمان بياويزند ، موسى هم به آنها فرمان داد چنين كنند تا با ديدن آن پارچه‌هاى آبى به ياد پروردگارشان بيافتند كه از آسمان بر ايشان كلام آسمانى نازل كرد ، امّا قارون تكبّر و نافرمانى كرد و گفت : اين عمل را اربابها با بندگان خود انجام مىدهند تا بندگانشان از غير آنها تشخيص داده شوند . وقتى كه موسى ( ع ) بنى اسرائيل را از دريا عبور داد رياست قربانگاه را به هارون اعطا كرد ، پس بنى اسرائيل هديه‌ها و نذورات خود را به نزد هارون مىآوردند و هارون هم آن نذورات را در قربانگاه قرار مىداد ، تا از آسمان آتشى نازل شود و آنها را ببلعد و قارون از اين جهت به هارون حسادت مىكرد ، لذا به نزد موسى رفت و به او گفت : اى موسى تو سرور و رهبر قوم هستى و هارون برادرت را رئيس قربانگاه نموده‌اى و به من هيچ مقامى اعطاء نكرده‌اى ، در حالى كه من بهتر از هر دوى شما تورات را مىخوانم و طاقت اين بىعدالتى را ندارم ، موسى گفت : به خدا قسم من اين منصب را به هارون نداده‌ام ، بلكه خداوند او را در آن سمت منصوب نموده

--> [ 1 ] سوره قصص ، آيه 76 .