السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

103

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

هر آينه من روزى تو را به چاره انديشى خودت واگذار كردم ، آن وقت ادريس از جاى خود برخاست و براى طلب طعامى كه سدّ جوع كند به جانب غير رهسپار شد ، پس وقتى كه وارد قريه شد و دود برخاسته از بعضى خانه‌ها را مشاهده كرد و به سوى آن شتافت و ديد پيرزنى دو قرص نان را در تنور طبخ مىكند ، به او گفت : اى پير زن اندكى طعام به من ببخش كه از گرسنگى بىرمق شده‌ام ، آن پير زن به او گفت : اى بندهء خدا نفرين ادريس براى ما طعام اضافه‌اى باقى نگذاشته كه آن را به غير خود اختصاص دهيم ، برخيز و روزى خود را در غير اين شهر جستجو كن ، ادريس گفت : اى زن من از گرسنگى در حال مرگم و قدرت ايستادن بر پاى خود را ندارم ، اندكى از طعام خود را به من بده ، پير زن گفت : اين دو قرص نان ، يكى از آن من و ديگرى متعلق به پسرم است و اگر روزى خود يا پسرم را به تو بدهم ما خودمان از گرسنگى خواهيم مرد . ادريس گفت : نصف قرص نان فرزندت را كفايت كرده و او را زنده نگاه مىدارد و نصف ديگر هم مرا كفايت مىكند و باعث نجات من از مرگ مىشود ، آن وقت آن پير زن نان خود را خورد و نان فرزندش را تقسيم كرد تا نصف آن را به پسر و نصف ديگر را به ادريس بدهد و وقتى آن كودك ديد كه مادرش نان او را نصف كرده تا نيم آن را به ديگرى بدهد ، از شدّت اضطراب و اندوه دقّ كرد و وفات يافت ، آن زن به ادريس گفت : اى بندهء خدا تو باعث مرگ فرزندم شدى ، ادريس گفت : جزع و بيتابى مكن ، من به اذن خداى متعال او را زنده مىسازم ، آن وقت ادريس ( ع ) بازوى آن پسر را گرفت و گفت : اى روحى كه به اذن خدا از بدن اى پسر خارج‌شده‌اى ، من ادريس نبى هستم ، اكنون به اذن خدا به بدن اين پسر بازگرد ، آن وقت روح آن پسر به اذن الهى به بدن او بازگشت ، و وقتى آن پير زن اين سخن را شنيد و زنده شدن فرزند خود را مشاهده كرد ، گفت : شهادت مىدهم كه تو ادريس نبى هستى ، آن وقت بيرون رفت و با صداى بلند مردم را خبردار كرد و گفت : بشارت باد بر شما كه به زودى فرج و گشايش فرا مىرسد ، چون ادريس به شهر شما وارد شده است . ادريس رفت تا در جايگاه آن پادشاه جبّار كه بر بالاى تپّه‌اى بود ، قرار گرفت و مردم اهل قريه به دور او اجتماع كردند و به او گفتند : اى ادريس در اين بيست سال گرسنگى و مشقّت فراوان برديم ، اكنون تو از خداوند درخواست كن تا آسمان بر ما