خواجه نصير الدين الطوسي

91

اخلاق ناصرى ( فارسى )

چه شير به قوت و تفوق خود وثوق دارد و بر ظفر مشرف است پس اقدام بطبيعت غلبه و قدرت باشد نه بطبيعت شجاعت ؛ باز آنكه در اغلب مقصود از ازالهء مقاومت عارى باشد ، و مثل او با فريسه مثل مبارزى تمام سلاح بود كه قصد ضعيفى بىسلاح كند ، بعدما آنكه آنچه شرط فضيلت است در او مفقود است . و ليكن شجاع بحقيقت آنكس بود كه حذر او از ارتكاب امرى قبيح و شنيع زياده از حد او باشد از انصرام حيات ، و بدين سبب قتل جميل را بر حيات مذموم ايثار كند ، هرچند لذت شجاعت در مبادى شجاعت احساس نيفتد كه مبادى شجاعت مؤدى بود بخوف هلاكت . و ليكن در عواقب امور احساس افتد ، چه در دار دنيا و چه بعد از مفارقت ، خاصه آنجا كه بذل نفس در حمايت حق و در راه بارى عز و علا و در مصلحت دو جهانى خود و اهل دين كرده باشد چه آنكس كه اين سيرت دامنگير او شود داند كه بقاى او در عالم فانى روزى چند معدود خواهد بود هر آينه سرانجام كار مرگست ، و رأى او در محبت حق و قدم او در فضيلت ثابت و مستقيم باشد ، پس ذب از دين و حمايت حرمت از دشمن و كوتاه گردانيدن دست متغلب از ياران و عشيره و از اهل دين و جهاد در راه خداى تعالى اختيار كند ، و از گريختن ننك دارد و داند كه بددل در اختيار فرار طلب بقاى چيزى مىكند كه به هيچ حال باقى نخواهد ماند ، و از روى حقيقت طالب محالست ، باز آنكه اگر روزى چند مهلت يابد عيش او منغص و حيات او مكدر بود و در معرض خوارى و مذلت مشقت و مذمت روزگار گذراند ، پس تعجيل مرك بافضيلت شجاعت و ذكر باقى و ثواب ابد دوستتر دارد از تأخيرش با چندين محنت و آفت و سخن شجاع باتفاق امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلام كه از محض