خواجه نصير الدين الطوسي

80

اخلاق ناصرى ( فارسى )

بود و همت بر ازاله آن مقصور دارد و اما صله رحم - آن بود كه خويشان و پيوستگانرا با خود در خيرات دنياوى شركت دهد . و اما مكافات - آن بود كه احسانى را كه به او كنند بمانند آن يا زياده از آن مقابله كند و در اسائت به كمتر از آن و اما حسن شركت - آن بود كه دادن و ستدن در معاملات بوجه اعتدال كند ، چنان كه موافق طبايع ديگران افتد و اما حسن قضاء - آن بود كه حقوق ديگران كه بر وجه مجازات ميگذارد از منت و ندامت خالى باشد . و اما تودد - آن بود كه طلب مودت اكفاء و اهل فضل كند بخوشروئى و نيكو سخنى و ديگر چيزهائى كه مستدعى اين معنى بود نمايد . و اما تسليم - آن بود كه بفعلى كه تعلق ببارى سبحانه و تعالى داشته باشد يا به كسانى كه بر ايشان اعتراض جايز نبود رضا دهد ، و بخوش‌منشى و تازه‌روئى آن را تلقى نمايد ، اگرچه موافق طبع او نبود . و اما توكل - آن بود كه در كارهائى كه حوالهء آن بقدرت و كفايت بشرى نبود و رأى و رويت خلق را در آن مجال تصرفى صورت نبندد زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و بخلاف آنچه باشد ميل نكند . و اما عبادت - آن بود كه تعظيم و تمجيد خالق خويش جل و علا و مقربان حضرت او ، چون ملائكه و انبياء و ائمه و اولياء عليهم السلام و طاعت و متابعت ايشان و انقياد اوامر و نواهى صاحب شريعت را ملكه كند و تقوى را كه متمم و مكمل اين معنى بود شعار و دثار خود سازد . اينست حصر انواع فضايل و از تركب بعضى با بعضى فضيلتهاى بىاندازه تصور توان كرد بعضى را نامى خاص بود و بعضى را نبود . و اللّه ولى التوفيق .