خواجه نصير الدين الطوسي

70

اخلاق ناصرى ( فارسى )

يا همچون گوسفند ذبح را ، و اظهار خاصيت انسان كه اقتضاى اضداد افعال خاص او كند از او تا وجودش بكمال رسد جز بتوسط اينصناعت صورت نبندد پس صناعتى كه ثمرهء آن كمال اشرف موجودات اين عالم تواند بود اشرف صناعات اهل عالم تواند بود ، و ببايد دانستكه همچنانكه در اشخاص هر صنفى از اصناف حيوانات ، بل اصناف ناميات و جمادات تفاوتى فاحش است ، چه اسب دونده تازى با اسب كودن پالانى ، و تيغ هندى نيك‌مصقول با تيغ نرم‌آهن زنك‌خورده در يك سلك نتوان آورد ، در اشخاص مردم تفاوت از آن بيشتر است ، بل در هيچ نوع از انواع موجودات آن اختلاف و مباينت نيست كه در اين نوع و آن شاعر كه گفته است : و لم ارا مثال الرجال تفاوتا * لدى المجد حتى عدالف بواحد اگرچه پنداشته است كه مبالغه مىكند و ليكن بحقيقت مقصر بوده است ، چه در نوع انسان شخصى يافته شود كه اخص موجودات باشد ، و شخصى يافته شود كه اشرف موجودات و افضل كاينات بود ، و بتوسط اين صناعت ميسر مىشود كه ادنى مراتب انسانى را باعلى مدارج رسانند ، بحسب استعداد و قدر صلاحيت او هرچند همه مردمان قابل يكنوع كمال نتوانند بود چنان كه گفته آمد . پس صناعتى كه به دو ، اخس موجودات را اشرف كاينات توان كرد ، چه شريف صناعتى تواند بود . اينقدر در اين باب كفايت نمود تا سخن به حد اطناب نكشد . و اللّه الميسر للخيرات و الموفق للحسنات .