خواجه نصير الدين الطوسي
60
اخلاق ناصرى ( فارسى )
در سيرت حكمت بود بهره يابد واجب نمود كه بيان اقسام سيرتها و شرح لذتى كه سعداء را باشد با اين قواعد اضافه كنيم تا اين باب تمام شود در نوع خويش . پس ميگوئيم كه سيرتهاى اصناف خلق بحسب بساطت سه صنف است از جهت آنكه غايات افعال ايشان سه نوع است . اول سيرت لذت كه غايت افعال نفس شهوى بود . دوم سيرت كرامت كه غايت افعال نفس غضبى بود . سوم سيرت حكمت كه غايت افعال نفس عاقله بود و سيرت حكمت اشرف و اتم سيرتها است و او شامل بود كرامت و لذت را اما كرامتى و لذتى ذاتى نه عرضى بخلاف دو سيرت ديگر چه آنچه از حكيم صادر شود جمله مختار و ممدوح باشد و از آنحال انتقال نكند و چون هركسى را لذت در ادراك مطلوب خويش بود . پس لذت عادل در عدالت تواند بود و لذت حكيم در حكمت و چون نفس فاضل را غايت مطالب نيل فضايل است پس حصول آن او را لذيذترين چيزها باشد و چون انتقال نكند ذاتى بود . و امّا لذت شهوت چون از تواتر سبب عين الم مىشود پس عرضى بود و همچنين در كرامت و رأى اين حكيم چنان كه گفتيم آنست كه هرچند سعادت الهى اشرف چيزها است و سيرت او لذيذترين سيرتها اما از جهت اظهار فضيلت او بديگر سعادات خارج احتياج افتد و الا آن شرف پوشيده ماند و چون چنين بود صاحبش مانند فاضلى خفته بود كه فعل او از او ظاهر نشود و اما اگر به اطلاع بر حقيقت آن شرف متمكن شود از اظهار آثارش لذت او لذت تام و بالفعل باشد و سرور او سرور حقيقى بود منزه از تمويه و مبراء از ميل بزخارف و اباطيل و در آنحال محبت كمالى كه