خواجه نصير الدين الطوسي
295
اخلاق ناصرى ( فارسى )
مرتكب را فى الحال مضر بود كه هم بسفهاء تشبه نموده باشد و هم خصوم را مجال دراز زبانى و تسلط داده . چنين گويند كه شخصى در حضور ابو مسلم مروزى زبان بعرض نصر سيار آلوده كرد بتصور آنكه ابو مسلم را خوش آيد و از او پسنديده دارد ، ابو مسلم روى ترش كرد و او را از آن بعنف زجر نمود و فرمود كه اگر بسبب غرضى دستها به خون ايشان آلوده كنم ، بارى در آنكه زبانها باعراض ايشان آلوده كنم چه غرض و فايده خواهد بود ؟ و چون دشمنان را آفتى رسد كه خود از آن ايمن نبود و مانند آن آفت را متوقع و منتظر باشد البته بايد كه شماتت ننمايد . و شادمانى و فرح اظهار نكند كه دليل بطر ( سرگشتهگى و نادانى ) بود و بمعنى آن شماتت هم باخود كرده باشد و اگر دشمن بحمايت او درآيد و از حريم او مأمنى سازد يا در چيزى كه اقتضاى وفا و امانت كند اعتمادى نمايد غدر و مكر و خيانت استعمال نكند و مروت و كرم به كار دارد . و چنان كند كه ملامت و مذمت بدشمن مخصوص گردد و حسن عهد و نيكو سيرتى او همه كس را معلوم شود و دفع ضرر اعداء را سه مرتبه بود اول - اصلاح ايشان فى انفسهم اگر ميسر باشد و الا اصلاح ذات البين دوم - احتراز از مخالطت ايشان ببعد جوار يا سفرى دور كه اختيار كند سوم - قهر و قمع و اين آخر همهء تدبيرها باشد و با وجود شش شرط بر آن اقدام توان نمود اول - آنكه دشمن شرير بود بذات خويش و اصلاح او به هيچ طريق صورت نبندد