خواجه نصير الدين الطوسي
288
اخلاق ناصرى ( فارسى )
مستدعى حرمان و نقصان نبود و وفور حظ يكى مستلزم خسران ديگرى نباشد و اين مايه معلوم بايد كرد كه بخل در علوم يا از قلت بضاعت بود يا از طلب تفوق نزديك جهال يا از خوف آنكه در مكتسب فتورى و نقصانى پديد آيد يا از روى حسد و جملگى اين انواع قبيح و مذموم است و بسيار بود كه كسى ببخل بر علم خود قناعت ننمايد تا بر علم ديگران نيز بخل كند و ايشانرا در افشاء و افاده سرزنش و ملامت كند و از اين طايفه بسيار كسان بودهاند كه بر تصنيف فاضلى ظفر يافته و آن را از مستفيدان بازداشته و اثرش مدروس گردانيدهاند و اين خلق منافى مودت و موجب انقطاع اطماع اصدقا باشد . و حذر بايد كرد از آنكه كسى از اصحاب و اتباع اين كس بذكر چيزى از امور و اسباب دوست او بروجهى ناپسنديده تجاسر تواند كرد تا بنفس او چه رسد يا بحكايت عيب چيزىكه متصل باشد به دو رخصت يابد تا بعيب ذات او چه رسد . بل بايد كه هيچ آفريده را از متصلان و متعلقان او در ارتكاب اين معنى طمع نيفتد نه از روى جد و نه از روى هزل و نه بوجه تصريح و نه از طريق تعريض و چگونه احتمال ذكر نامحمود كسى توان كرد كه تو چشم و دل او باشى و خليفه و قائممقام او در غيبت او بلكه تو خود او باشى ، چه اگر چيزى از اين نوع بسمع او رسد شك نكند كه مصدر آن ، رأى تو بوده باشد يا تو را در آن رضائى بوده . پس از تو متنفر شود و دوستى دشمنى گردد و چون بر دوست عيبى بيند با او موافقت بايد نمود موافقتى لطيف كه در ضمن او باشد ارشاد و تنبيه او ، چه طبيب استاد بتدبير غذائى معالجه