خواجه نصير الدين الطوسي
286
اخلاق ناصرى ( فارسى )
حيل مودت گسسته شود و وهن بعهود صداقت راه يابد و معذلك از زوال آنحالت ايمن نتوان بود و باشد كه بعد از آن حيائى و خجالتى دامنگير آيد كه بسبب آن در قطع و مفارقت رغبت نمايد . و عادت محمود در اين باب آن بود كه هرچه زودتر تدارك آن كنند و آنچه سر مسئله و سبب وحشت باشد از دل پاك بىغلوغش اظهار كنند كه بركت راستى بسيار بود . و اگر مجرم صديق بوده باشد عتابى بلطف آميخته بتقديم رساند كه « و فى العتاب حيوة المودة و فى العتاب حيوة بين اقوام » پس اثر آن به كلى از خود و او محو كند و بايد كه مداومت مراعات را سبب تبقيهء محبت تنها نشمرند ، بل آن را در جملگى امور و اسباب مطرد دانند ، يعنى اگر در تعهد مركوب و يا ملبوس يا منزل يا چيزى ديگر فى المثل اهمال ورزند و حسن رعايت را در باب هريك باتصال مقرون ندارند از افساد و انتقاص آن چيز ايمن نباشند . پس چون صورت در و ديوار از تغافل در تعهد بتشويش و خرابى ميگرايد ، بنگر كه جفا بر كسى كه اميد همه خيرات از او بود و اعراض از كسى كه انتظار مشاركت در سراء و ضراء به دو بود چه تأثير كند ؟ بعدها ضررى كه از اختلال نوع اول متوقع بود بر فوات يكنوع منفعت مقصور باشد ، و وجوه ضررى كه از جفاى دوستان و انقطاع مودت ايشان منتظر بود متنوع چه اگر دشمن شوند و منافع ايشان با مضار بدل گردد از غوايل عداوت ايشان خوف بىنهايت بود و انقطاع اميد از چيزىكه آن را بدلى نتواند بود بعلاوه حاصل آيد و بالتزام مداومت مراعات از وخامت عاقبت فراغت ميتوان يافت و از اين فضيلت تمتع گرفت و مراء هرچند با همهكس مذموم بود اما با دوستان استعمال آن