خواجه نصير الدين الطوسي
283
اخلاق ناصرى ( فارسى )
هيچ دقيقه مهمل نگذاشت كه « لا فخر الا بالصديق الفاضل » و يكى از حكما گفته است « انى لا عجب ممن يحزن و له صديق فاضل » و بر يكدوست حقيقى اگر يابد اقتصار اولى بود كه كمال عزيز است و نيز با كثرت اصدقاء وجوب قيام بحقوق مختلف عارض شود و در بعضى اوضاع به اعضاى از بعضى اضطرار افتد چه بسيار بود كه احوال متضاد مترادف گردد ، مانند آنكه در مساعدت يكدوست بشادى او ابتهاج بايد نمود ، و در موافقت ديگرى باندوه او اندوهگين بايد بود . يا بسبب سعى يكى در كارى مبادرت بايد نمود در حركت و بسبب تقاعد ديگرى اهتمام كرد به سكون و در ميان چنين احوال جز تحير و اهمال طرفى از دو طرف حاصل نتواند بود . و بايد كه از فرط حرص در طلب فضايل بتتمع صغار عيوب ياران مشغول نشود كه اگر سلوك اين طريق كند هيچكس را بسلامت نيابد و نتيجهء آن وحدت و وحشت بود و از فضيلت صداقت محروم ماند . بل واجب چنان بود كه از معايب حقير كه آدمى از وصمت آن منزه نتواند بود اغضا نمايد و در عيوب نفس خود تأمل كند تا مانند آن از ديگرى تحمل تواند كرد چنان كه شارع عليه السّلام فرموده است . طوبى لمن شغله عيبه من عيوب الناس و بايد كه از عداوت كسى كه با او سابقهء صداقتى داشته باشد يا مخالطتى كه از لواحق صداقت بود احتراز كند و قول شاعر بشنود عدوك من صديقك مستفاد * فلا تستكثرن من الصحاب فان الداء اكثر ما تراه * يكون من الطعام او الشراب و واجب چنان بود كه چون دوست بدست آيد در مراعات و تفقد او