خواجه نصير الدين الطوسي
268
اخلاق ناصرى ( فارسى )
زايد نمودن بر استكشاف امور و استماع احاديث مختلف و مختلط و احساس تيقظى زايد بر معهود و بر جمله در تغيير امور ظاهر نظر كند و از مصادر و موارد امورى كه از بطانه و خواص چون اهل حرم معلوم گردد و آنچه از افواه كودكان و بندگان و حواشى ايشان كه بقلت عقل و تميز موصوف باشند استماع افتد استنباط كند . و بهترين بابى كثرت محادثه بود با هركسى ، چه هركسيرا دوستى بود كه با او مستأنس بود و احاديث خود جليل و دقيق با او بگويد و چون محاوره و محادثه بسيار شود بر مكنون ضماير دليل ظاهر شود و بايد كه تا ادله بهم بازنخواند و به حد تواتر نانجامد بر يكطرف حكم نكند . فى الجمله اين معانى طريق استخراج انديشههاى ملوك و بزرگان باشد و در معرفت آن فوايد بسيار بود ، چه به جهت استعمال آن بوقت حاجت و چه به جهت احتراز از آن در وقت احتياط و بايد كه در استمالت اعداء و طلب موافقت از ايشان باقصى الغاية بكوشد و تا ممكن بود چنان سازد كه بمقاتله و محاربه محتاج نگردد . و اگر احتياج افتد حال از دو نوع خالى نبود يا بادى بود يا دافع اگر بادى بود اول بايد كه غرض او جز خير محض و طلب دين نباشد و از التماس تفوق و تغلب احتراز كند و بعد از آن شرايط حزم و سوءظن بتقديم رساند ، و بر محاربه اقدام نكند مگر بعد از وثوق بظفر و با حشمى كه متفق الكلمه نباشند البته بحرب نشود ، چه در ميان دو دشمن رفتن مخاطره عظيم بود . و ملك تا تواند بنفس خود محاربه نكند كه اگر شكست آيد آن را تدارك نتواند كرد و اگر ظفر يابد از قصورى كه بوقع و هيبت و رونق ملك راه يابد خالى نماند