خواجه نصير الدين الطوسي

250

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و خود را بفضيلت منسوب دارند و شبيه‌ترين مدن جاهليت بمدينه فاضله اين مدينه بود ؛ خاصه كه مراتب رياست بر قلت و كثرت نفع مقدر دانند و چون كرامت در امثال اينمدينه بافراط رسد مدينه جباران شود و نزديك بود كه بمدينه تغلب گردد . اما مدينه تغلب - اجتماع جماعتى بود كه تعاون يكديگر را بدان سبب كنند كه ايشانرا بر ديگرى غلبه بود . و اين تعاون آنگاه كنند كه همه جماعت در محبت غلبه اشتراك داشته باشند و اگرچه بقلت و كثرت متفاوت باشند و غايت غلبه متنوع بود ، بعضى باشند كه غلبه براى خون ريختن خواهند و برخى باشند كه غلبه براى مال بردن خواهند و جمعى باشند كه غرض ايشان استيلا بود بر نفوس مردمان و ببندگى گرفتن ايشان و اختلاف اهل مدينه بحسب فرط و قصور اين محبت بود و اجتماع ايشان به جهت تغلب بود در طلب دماء يا اموال يا ازواج و نفوس ؛ تا از ديگر مردمان انتزاع كنند و لذت ايشان در قهر و اذلال بود . و بدين سبب گاه بود كه بر مطلوبى ظفر يابند بىآنكه كسى را قهر كنند و بدان مطلوب التفات نكنند و ازو درگذرند و از ايشان بعضى باشند كه قهر بطريق كيد و فريب دوست‌تر دارند و برخى باشند كه بمكابره و مكاشفه دوست‌تر دارند و جمعى باشند كه هردو طريق استعمال كنند و بسيار بود كه كسانى كه غلبه بر دماء و اموال بطريق قهر خواهند چون بسر شخصى خفته رسند بتعرض خون و مال او مشغول نشوند بلكه اول او را بيدار كنند و گمان برند كه قتل او در حالى كه او را امكان مقاومتى بود بهتر باشد و آن قهر در نفوس ايشان لذيذتر آيد ، و طبيعت اين طايفه اقتضاى قهر كند على الاطلاق ؛ الا آنكه از قهر مدينه خود امتناع نمايند بسبب احتياج بتعاون يكديگر در بقا و در غلبه