خواجه نصير الدين الطوسي

232

اخلاق ناصرى ( فارسى )

او بالعرض بود ، و نيز محبتى كه باحسان اكتساب كنند و بروزگار آن را ترتيب دهند جارى مجراى منافعى بود كه بتعب و مشقت بسيار بدست آرند يعنى همچنانكه كسى مالى بمقاسات شديد و تعب سفرها كسب كند و در صرف آن صرفه نگاهدارد و ضنت نمايد ، بخلاف كسى كه مال به آسانى بدست آرد ، مانند وارث . آنكس نيز كه محبتى بتجشم ( رنج و محنت كشيدن ) و تعبى اكتساب كرده باشد بر آن مشفقتر و از زوال آن خائفتر بود از كسى كه او را در اكتساب آن بفضل تعبى حاجت نيامده باشد . و از اينجا بود كه مادر فرزند را از پدر دوست‌تر دارد و حنين ( آرزومندى ) و وله او به دو زياده بود ، چه رنج در تربيت او بيشتر برده است ، و شاعر شعر خود را دوست‌تر دارد و اعجاب او بدان زياده از اعجاب غير او بود . همچنين هر صانعى كه در صنعت خود زياده كلفتى استعمال كرده باشد و معلوم است كه تعب منفعل چون تعب فاعل نبود ، و آخذ منفعل است و معطى فاعل ، پس از اينوجوه روشن شد كه محبت محسن از محبت محسن اليه بيشتر بود ، و محسن گاه بود كه احسان از روى حريت كند و گاه بود كه به جهت كسب ذكر جميل كند ، و گاه بود كه از جهت ريا كند . و اشرف انواع آن بود كه از روى حريت كند ، چه ذكر جميل و ثناى باقى و محبت عموم مردم خود بتبعيت حاصل آيد . اگرچه مقصود نيت او نبوده باشد . و گفته‌ايم كه هركس نفس خود را دوست دارد احسان كند ، پس هركس خواهد كه با نفس خود احسان كند . چون اسباب دوستى يا خير است يا لذت يا نفع ، و كسى كه ميان اين اقسام تفصيل نكند و بر رجحان يكى بر ديگرى واقف نشود نداند كه با نفس خود چگونه احسان بايد كرد ؟ و از اينجا است كه بعضى از مردمان نفسرا سيرت لذت اختيار كنند و برخى سيرت منفعت