خواجه نصير الدين الطوسي
196
اخلاق ناصرى ( فارسى )
و اگر يكى از ندماء از شراب خوردن عاجز شود بر او عنف نكند و اگر غثيان غلبه نمايد در ميان مجلس آن را مدافعه كند بروجهيكه اصحاب وقوف نيابند ، يا در حال بيرون آيد و چون قى كند بمجلس معاودت ننمايد و ميوه و ريحان از پيش ياران برندارد . و نقل بسيار نخورد و هريكى را از حريفان بتحيتى كه لايق او بود مخصوص گرداند . و بايد كه بانفراد سبب انس و سلوت ( خورسندى ) و نشاط اهل مجلس نشود ، چه اين معنى مستدعى قلت وقع بود و از مجلس بسيار برنخيزد . و اگر صاحبجمالى حاضر بود در او بسيار نظر نكند اگرچه با او گستاخ باشد ، و با او سخن بسيار نگويد . و از ارباب ملاهى التماس لحنى كه طبع او بدان مايل بود نكند و چون به حدى رسد كه داند برخيزد و جهد كند تا بمقام معهود خود شود و اگر نتواند بموضعى شود كه از مجلس دور بود آنجا بخوابد و تا تواند در مجلس ملوك يا كسانى كه اكفاى او نباشند يا كسانى كه با ايشان مباسطتى ( فراخى و گستاخى با يكديگر ) نيفتاده باشد حاضر نشود . و اگر ضرورت افتد زود بيرون آيد و البته در مجلس سفهاء نرود و اگر وقتى از مستى خائف باشد و ندماء اقتراح ( چيزى از كسى به حكم درخواستن ) اقامت كنند شايد كه بتساكر و يا حيلتى ديگر از مجلس بيرون آيد . اينست آنچه وعده داده بوديم از آداب . و هرچند اين نوع از حد متجاوز باشد و بحسب اوضاع و اوقات مختلف شود ، اما بر عاقل فاضل كه قوانين اصول افعال جميله ضبط كرده باشد رعايت شرايط و دقايق هركارى بجاى خويش و بوقت خويش دشوار نبود