خواجه نصير الدين الطوسي
184
اخلاق ناصرى ( فارسى )
و عشق و شرب خمر مشتمل بود مانند اشعار امرء القيس و ابو نواس احتراز فرمايند . و بدانكه جماعتى حفظ آن از ظرافت پندارند و گويند كه رقت طبع بدان اكتساب بايد كرد التفات ننمايند . چه امثال اين اشعار مفسد اجداث بود ؛ و او را بهر خلقى نيك كه از او صادر شود مدح گويند و اكرام كنند و بر خلاف آن توبيخ و سرزنش صريح فراننمايند كه بر قبح اقدام نموده است ؛ بلكه او را بتغافل منسوب كنند تا بر تجاسر اقدام ننمايد و اگر بر خود بپوشد پوشيده دارند و اگر معاودت كند در سر او را توبيخ نمايند و در قبح آن فعل مبالغه كنند و از معاودت تحذير فرمايند و از عادت گرفتن توبيخ و از مكاشفه احتراز بايد كرد كه موجب وقاحت شود و بر معاودت تحريص دهد كه « الانسان حريص على ما منع » و باستماع ملامت اهانت كند و ارتكاب قبايح لذات نمايد از روى تجاسر ؛ بلكه در اين باب لطايف حيل استعمال كند . اول كه تأديب قوت شهوى نمايند ادب طعام خوردن بياموزند چنان كه بعد از اين ياد كنيم ، و او را تفهيم كنند كه غرض از طعام خوردن صحت بود نه لذت ، چه غذا ماده حيات و صحت است و بمنزله ادويه كه بدان مداوات جوع و عطش كنند ، و چنان كه دارو براى لذت نخورند و بآرزو نخورند طعام نيز همچنين ، و قدر طعام نزديك او حقير گردانند و صاحب شره و شكم پرست و بسيار خوار را به او تقبيح صورت گردانند . و در انواع اطعمه ترغيب نيفكنند بلكه باقتصار بر يك طعام مايل گردانند و اشتهاى او را ضبط نمايند تا بر طعام ادون اقتصار كند و بطعام لذيذتر حرص ننمايد ، و وقت وقت ، نان تهى خوردن عادت كند و اين ادبها اگرچه از فقرا نيكو بود اما از اغنياء نيكوتر ، و بايد كه شام از چاشت مستوفىتر دهند كودك را ، كه اگر چاشت زياده خورد كاهل شود و بخواب گرايد