خواجه نصير الدين الطوسي
177
اخلاق ناصرى ( فارسى )
زنان مستدعى استيلاء و تسلط و استخدام و تفوق ايشان باشد و چون شوهر در مال زن تصرف كند زن او را بمنزلهء خدمتكار و معاونى شمرد و او را وقعى و وزنى ننهد و انتكاس مطلق لازم آيد تا بفساد امور منزل و تعيش باز گردد و چون عقد مواصلت ميان شوهر و زن حاصل شود سبيل شوهر در سياست زن سه چيز بود . اول هيبت دويم كرامت سوم شغل خاطر و اما هيبت آن بود كه خويشتن را در چشم زن مهيب دارد تا در امتثال اوامر و نواهى او اهمال جايز نشمرد و اين بزرگترين شرايط سياست اهل بود چه اگر اختلالى بدين شرط راه يابد زن را در متابعت هوى و مراد خويش طريقى گشاده شود و بر آن اقتصار نكند بلكه شوهر را در طاعت خود دارد و وسيله مرادات خود سازد و بتسخير و استخدام او مطالب خود حاصل كند پس آمر مأمور شود و مطيع مطاع ( و مطاع مطيع خ ب ) و مدبر مدبر و غايت اينحال و خصال حصول عيب و عار و مذمت و دمار هردو باشد و چندان فضايح و شنايع حادث شود كه آن را تلافى و تدارك صورت نبندد . و اما كرامت آن بود كه زنرا مكرم دارد بچيزهائى كه مستدعى محبت و شفقت بود تا چون از زوال آنحال مستشعر باشد بحسن اهتمام امور منزل و مطاوعت شوهر را تلقى كند و نظام مطلوب حاصل شود و اصناف كرامات در اين باب شش چيز باشد . اول آنكه او را در هيئتى جميل دارد . دوم آنكه او را در ستر و حجاب از غير محارم مبالغهء عظيم نمايد و چنان سازد كه بر آثار و شمايل و آواز او هيچ بيگانه را وقوف نيفتد . سوم آنكه در اوايل اسباب كدخدائى با او مشورت كند به شرط آنكه