خواجه نصير الدين الطوسي

117

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و همچنانكه طب دو جزو است يكى آنچه مقتضى محافظه صحت بود و ديگرى آنچه مقتضى ازالهء علت ، همچنين اين علم نيز دو فن باشد يكى آنچه مقتضى محافظت فضيلت بود . ديگرى آنچه مقتضى ازاله رذيلت و ما هر فنى را بغايت جهد بيان كنيم انشاء اللّه تعالى . پس از اين مباحث معلوم شد كه طالب فضيلت را اول بحث از حال قوت شهوت بايد كرد و بعد از آن بحث از حال قوت غضب و نگاه كرد تا حال هريكى در فطرت بر قانون اعتدال است يا منحرف از آن اگر بر قانون اعتدال بود . پس در حفظ اعتدال و ملكه گردانيدن صدور آنچه نسبت به آن قوت جميل بود از او كوشيدن و اگر از اعتدال منحرف بود اول بر رد آن باعتدال پس بر تحصيل آن ملكه اقدام نمود و چون از تهذيب اين دو قوت فراغت يابد بتكميل قوت نظرى مشغول بايد شد و ترتيب در آن رعايت بايد كرد اول آنكه در تعليم شروع نمايد خوض در فنى بايد كرد كه ذهن را از ضلالت صيانت كند و بطريق اقتباس معارف هدايت كند . پس در فنى كه وهم را با عقل در قوانين آن مساعدت باشد و تحرير خبط را در آن مجال نه تا ذهن را ذوق يقين حاصل شود و ملازمهء حق ملكه گردد . و بعد از آن بحث بر معرفت اعيان موجودات و كشف حقايق و احوال آن مقصور بايد گردانيد - و ابتداء از مبادى محسوسات كرد و بمعرفت مبادى موجودات اين بحث را بانتها رسانيد و چون بدين مرتبه رسد از تهذيب اين سه قوت فارغ شده باشد . بعد از آن بر حفظ قواعد عدالت توفّر بايد نمود و اعمال و افعال و