خواجه نصير الدين الطوسي
105
اخلاق ناصرى ( فارسى )
و قومى گفتهاند كه بر اقرار بربوبيت او و اعتراف باحسان و تمجيد او بر حسب استطاعت اقتصار نمايد . و طايفهء گفتهاند كه تقرب به حضرت او باحسان بايد نمود ، اما با نفس خود بتزكيه و حسن سياست ، اما با اهل و نوع خود بمواسات و حكمت و موعظت . و جماعتى گفتهاند كه حرص بايد نمود بر تفكر و تدبر در الهيات و تصرف در محاولاتيكه موجب مزيد معرفت بارى سبحانه بود تا بواسطهء آن معرفت بكمال رسد و توحيد او به حد تحقيق انجامد . و گروهى گفتهاند كه آنچه خداى عز و جل را بر خلق واجب است يكچيز معين نيست كه آن را ملتزم شوند و بر يك نوع و مثال نيست بلكه بحسب طبقات و مراتب مردمان در علوم مختلف است . اين سخن تا اينجا حكايت الفاظ او است كه نقل كرده آمد و از او در ترجيح بعضى از اين اقوال بر بعضى اشارتى منقول نيست . و طبقهء از متأخر حكماء گفتهاند كه عبادت خداى تعالى در سه نوع محصور تواند بود . اول آنچه تعلق به ابدان دارد مانند صلوة و صيام و وقوف بمواقف شريفه از جهت دعا و مناجات . دوم آنچه تعلق بنفوس دارد مانند اعتقادات صحيح چون توحيد و تمجيد حقتعالى و تفكر در كيفيت افاضهء وجود و حكمت او بر عالم و آنچه از اين باب بود . سوم آنچه واجب شود در مشاركات خلق مانند انصاف در معاملات و مضارعات و مناكحات و اداى امانات و نصيحت ابناى جنس و جهاد با اعداى دين و حمايت حريم .