خواجه نصير الدين الطوسي

ديباچهء چاپ دوم 4

اخلاق محتشمى ( فارسى )

قوام الاسلام مجد الملك مرتضى الملوك ابو الحسن على بن الحاج اسماعيل الرسالة الشرفية فى تقاسيم العلوم اليقينية نوشته است در آغاز سدهء هفتم ، نميدانم طوسى آن را ديده است يا نه . سپس سه دانش عملى فلسفى : اخلاق ، تدبير منزل ، سياست ، آنچنانكه از افلاطون و ارسطو و جالينوس و ثامسطيوس و فرفويوس و نيقولاوش و بروسن و ديگر دانشمندان يونانى به ما رسيده است در آن گذارده شده است . اين سه دانش در سرزمين ايران شهر به دست مترجمان و فيلسوفانى مانند حنين بن اسحاق و كندى و سرخسى و فارابى و طبرى ترنجى و ابن سينا و ابن زرعه و ابن عدى و ابن الطيب و مشكويهء رازى و ديگران به زبان عربى كه جانشين زبان سريانى شده و مانند زبان لاتين در اروپا براى ما زبان علمى گشته است در آمده است . دانشمندان ما از مسائل نظرى اخلاق و تدبير منزل و از اجتماع و سياست و فرمان روايى سخن داشته و گذشته از كتابهاى خاص به آنها در هنر خطابه نيز به پيروى از خود ارسطو به پاره‌اى از مسائل سياسى اشارت كرده‌اند چنان كه در اساس الاقتباس طوسى و الجوهر النضيد حلى در فن خطابه هم به اين گونه مسائل برميخوريم . پس نگاه به هنر خطابه در خود ارغنون ارسطو و نوشته‌هاى فارابى در اين هنر و فن خطابهء شفاى ابن سينا و تلخيص ابن رشد و دو كتاب منطقى ياد شدهء طوسى ، بسيارى از دشواريهاى اخلاق ناصرى را در فصل انواع مدينه‌ها از ميان خواهد برد و در اين زمينه باز سخن خواهم داشت . ايرانيان روزگار ساسانى گويا سرگرم همان پندها و اندرزهاى سياسى و دينى بودند كه از خردمندان خود مياموخته‌اند و آنان كه در دانشگاههاى ايرانى ادس و نصيين و جندى شاپور و جز آنها دانش مياندوخته‌اند هم شايد به آراء و اخلاق يونانى آشنا نشده بودند چه در تاريخ فرهنگ سريانى تا آنجا كه من گشته‌ام نديده‌ام كه كتابهاى سياسى و اخلاقى يونانى را به سريانى در آورده باشند تا ايرانيان نسطورى و مسيحى بدان آشنا شوند با اينكه نوشته‌اند كه ايرانيان مسيحى آن دانشگاهها نخستين كسانى بوده‌اند كه منطق را به سريانى درآورده در دسترس همكيشان آرامى خويش گذارده‌اند . همان پندها و اندرزها است كه به كوشش ابن مقفع و ديگران به زبان عربى درآمده و منبع دوم براى كتابهاى اجتماعى و سياسى اسلامى مىباشد . خواجهء طوسى هم گذشته از اينكه ادب وجيز او را به پارسى درآورده ، در اخلاق ناصرى نيز از آداب يا الادب الكبير يا مافراجشنس او كه چكيدهء اوستاى زردشت در آن هست ( الاعلام بمناقب الاسلام عامرى نيشابورى ص 181 و 159 ) آورده است ( ص 318 ) . منابع يونانى اين كتاب در روزگار عباسى كه سومين دستگاه خلافت عربى به راه انداخته شد و روى عللى اجتماعى نه به خواست دستگاه به دانشهاى ايرانى و يونانى گرايشى شده بود . اسحاق بن حنين اخلاق