خواجه نصير الدين الطوسي

410

اخلاق محتشمى ( فارسى )

فقال : من كان سعيه فيما يفسد النّاس . ترجمه : از بزرجمهر پرسيدند كه : سزاوارتر بذكر ستوده كه باشد ؟ گفت : كسى كه امر بمعروف كند ، و نهى از منكر كند . و گفتند كه : سزاوار بذكر ناستوده كه باشد ؟ گفت : كسى كه سعى در چيزى مىكند [ كه مردم را تباه سازد ] . ( 27 ) خير الثّناء ما كان على السن الفضلاء الاخيار . ترجمه : بهترين ثناها آن بود كه بر زبان فاضلان و نيك مردان باشد . ( 28 ) من مدح انسانا بشىء ليس فيه فقد بالغ فى هجائه . ترجمه : هر كه مردمى را مدح به چيزى كه در وى نباشد كند ، در هجو مبالغت كرده باشد . ( 29 ) بمجالسة الصّالحين يكتسب حسن الثّناء . ترجمه : بمجالست صالحان ثنا و ذكر خير اكتساب كنند . ( 30 ) السّعادات كلّها فى سبعة اشياء : حسن الصّورة ، و صحّة

--> بقيهء حاشيهء صفحهء قبل ( 143 ) كه نامىتر ؟ آنكه شايسته‌تر و اپرويزتر ( كامرواتر ) ( 145 ) كه اپرويزتر ؟ آنكه جهش ( بخت ) بكارد و دادستان نيكتر ( 167 ) كه سرزنش را سزاوارتر ؟ آنكه به او كه نيكى ازش بيند ناسپاس بود ( 169 ) كه بدنام‌تر ؟ آنكه بدكردن بمردمان را داد شمرد اين بندها را فردوسى در شاهنامه نياورده است . از سنجيدن يادگار بزرگمهر كه پهلوى و فارسى آن در اين مجله آمده با آنچه مشكويهء رازى در الحكمة الخالدة ( ص 29 - 41 ) از سخنان او گزين كرده است بر ميآيد كه اين يادگار را به عربى در آورده‌اند و خوب است كه در اين زمينه بررسى بيشترى بشود .