خواجه نصير الدين الطوسي

346

اخلاق محتشمى ( فارسى )

ترجمه : بمولانا و سيدنا و مقتدانا على عليه السلام رسيد كه : سهل حنيف كه عامل او بود در بصره بمهمانى رفته است ، او را ملامتها نوشت . فصلى از آن نامه اينست : بدانكه امام شما به دو خلقان از دنيا كفايت كرده است ، و سختى گرسنگى خود را به دو قرص علاج مىكند . بدانيد كه : شما بدين قادر نباشيد ، ليكن مرا يارى دهيد بپرهيزكارى و مجاهدت كردن ، كه به خدا كه از دنياى شما زر ساوى « 1 » در گنج ننهاده‌ام ، و از غنيمتهاى دنيا مال بسيار بذخيره ننهاده‌ام ، و اين جامهء كهنهء خود را پاره ساخته‌ام كه بر آنجا دوزم . و ليكن هيهات كه هوى بر من غالب شود ، و حرص مرا بر اختيار طعامها دارد ، و باشد كه در حجاز و يمامه درويشى بود گرسنه كه او را طمع آن باشد كه قرصى به او رسد ، با ياد ندارد كه سير خورده است يا نه ! يعنى : در ملك من درويشى بود گرسنه . يا چگونه شب گذارم با شكمى پر و حوالى من شكمهاى گرسنه و جگرهاى تشنه ، تا چنان باشم كه شاعر گويد : « تمام لئيمى باشد كه شب گذارى با شكمى پر ، و حوالى تو شكمهايى باشد آرزومند پارهء پوست ناپيراسته » . من بدين قانع شوم كه مرا « امير المؤمنين » خوانند ، و با مؤمنان مشاركت نكنم در مكاره بروزگار ، تا ايشان را نشانى و پيشوايى نباشم در درشت عيشى ؟ ! يعنى : چون مرا درين حال بينند بدان حال خوشدل شوند ، مرا نيافريده‌اند تا به خوردن خورشهاى خوش ، مشغول شوم ، چون چهارپاى فرو بسته كه همهء قصد و همت او بعلف او باشد ، يا چون چهار پاى فرو گذاشته كه كار او خاصه رفتن باشد كه شش از علف پرميكند ، و از آنچه او را براى آن دارند مشغول و غافل . سوگند ميخورم به خدا سوگندى كه در آن بمشيت خدا استثنا ميكنم ! يعنى : به خدا كه اگر خدا خواهد :

--> ( 1 ) - ساو : باج .