خواجه نصير الدين الطوسي

329

اخلاق محتشمى ( فارسى )

فى هلاكه : و الرّجل الموسر الّذى لا ولد له فيقتّر « 1 » على نفسه ، و ربّما قتل لماله « 2 » ، و ان عاش [ عاش ] فى ضرّ و بؤس « 3 » . ترجمه : حكماى هند گفته‌اند : سه كس بر نفس خود جنايت « 4 » ميكنند ، و خويشتن را الم ميرسانند : كسى كه بىسپر بكارزار شود ، و خويشتن را در ميان صفها افكند ، و گويد : جز آنكه بر من نوشته‌اند به من نرسد ، و ناچاره طعنه‌اى يا ضربتى يا زخمى از تير به دو رسد ، و باشد كه هلاك شود ؛ و پيرمردى كه زن جوان نيكو خواهد ، تا او را دشنام همىدهد ، و از هر جوانى نيكو تمتع ميگيرد ، و باشد كه در هلاك آن پير سعى كند ؛ و توانگرى كه فرزند ندارد ، و بر خود تنگ فرا گرفته باشد ، و بسيار بود كه او را جهت مال بكشند ، و اگر عمر بود در سختى و تنگى بود . ( 39 ) الحريص ان « 5 » وجد لم يسترح ، و ان استفاد لم ينفق ، فيجتمع فى الحريص التّعب و الشره و البخل . ترجمه : حريص كسى باشد كه اگر مال يابد از رنج آسايش نيابد ، و اگر چيزى بدست آرد خرج نكند . پس سه خصلت در حريص جمع شود : رنج و شره و بخل « 6 » . خداى تبارك و تعالى نگاه دارد بندگان را ازين خصلتهاى نامحمود .

--> ( 1 ) - اى يحرج على نفسه ( هامش ) . ( 2 ) - اصل : بماله . ( 3 ) - اين بند در الحكمة الخالدة ص 92 آمده مگر اينكه « الرجل الموسر . . . » در آنجا دومى است . ( 4 ) - اصل : خيانت در متن هم آمده : يخنون ( ؟ ) ( 5 ) - اصل : عن . ( 6 ) - اين بند با ترجمهء پيش ازين ( باب 18 بند 32 ) آمده است .