خواجه نصير الدين الطوسي
320
اخلاق محتشمى ( فارسى )
مِنْ فَضْلِهِ . ترجمه : آنان كه بخيلى ميكنند ، و مردمان را ببخل ميفرمايند ، و مالى كه خدا بايشان داده است مىپوشانند . ( 4 ) وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ ، فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . ترجمه : هر كه از بخل نفس خود نگاه دارد ، از جملهء رستگاران باشد . ( 5 ) شرّ ما فى الرّجل شحّ هالع و جبن خالع « 1 » . ترجمه : بدترين چيزى كه در مردم بود ، بخيلى بود كه به آن جزع كند از شدت آن ، و بد دلى كه بر دل استيلا كند ، چنان كه گويى دل ازو بر خواهد آمد . ( 6 ) خصلتان لا تجتمعان فى مؤمن : البخل ، و سوء الخلق . ترجمه : دو خصلت در مؤمن جمع نيايد : بخيلى و بدخويى . ( 7 ) انّ اللّه مبغض ثلثة : الشّيخ الزّانى ، و البخيل المنّان ، و المعيل المحتال « 2 » . ترجمه : خدا سه كس را دشمن دارد : پير زنا كننده ، و بخيل منت نهنده ، و صاحب عيال حيلت كننده . ( 8 ) ايّاكم و الشّحّ ! فانّه اهلك من كان قبلكم ، حملهم على ان يسفكوا دمائهم و يستحلّوا « 3 » محارمهم . ترجمه : بپرهيزيد از بخيلى ! كه بخل كسى را كه پيش از شما بود هلاك كرد ، ايشان را بر آن داشت كه خون يكديگر بريختند ، و بحرم يكديگر قصد كردند .
--> ( 1 ) - المجازات النبويه ص 188 . ( 2 ) - در اصل و مجموعهء ورام ص 157 كه اين حديث نبوى بدينگونه آمده است : « ثلاث مهلكات . . . » دارد : المختال . ( 3 ) - اصل : و استحلو . بنگريد بمجموعهء ورام ص 156 .