خواجه نصير الدين الطوسي
272
اخلاق محتشمى ( فارسى )
محرضة « 1 » على الذّنب . قال : صدقت ، و كذلك العقاب مبعثة « 2 » على الضّغن . قال الاسكندر : فما ذا اذن ؟ قال : عقاب ، لئلّا يوثق بالعفو ، و عفو ، لئلا يؤيس من الكرم . قال : احسنت ! و خلّى صاحبه . ثمّ قال الاسكندر : للّه درّ يونان ! مجانيننا حكماء ، و عقلاؤنا ملائكة ! و ليس امّة فى الارض لها هذه الفضيلة ، و عندها هذه الوديعة ! ترجمه : دوستى از آن ديوجانس را حبس كردند ، بشفاعت نزديك اسكندر شد ، و گفت اگر اين مرد گناهى كرده است به من بخش ! و اگر نكرده است تو اوليترى باطلاق او ، گفت : اى ديو جانس عفو مردم را بر گناه احراض « 3 » مىكند . ديو - جانس گفت : چنين است : و همچنين نيز مردم را عقاب بر كينه و عداوت باعث باشد . اسكندر گفت : پس حيلت چيست ؟ ديو جانس گفت : وقتى عقاب ميكنى تا بعفو واثق نشوند ، و وقتى عفو ميكنى تا از كرم نوميد نشوند . گفت : نيكو گفتى ، و آن مرد را رها كرد . پس اسكندر گفت : خدا يونان را نگاه دارد ! ديوانگان ما حكيمانند ، و عاقلان ما فرشته ! و هيچ گروه را بر روى زمين اين فضيلت نيست ، و بنزديك ايشان اين وديعت [ نه ] ، يعنى : حكمت كه بنزديك ما هست . تناس ذنوب قومك انّ حفظ الذّ * نوب اذا قدمن من الذّنوب « 4 »
--> ( 1 ) - اصل : مضراه . ( 2 ) - اصل : ميعة . ( 3 ) - اصل : ا ص حرا ( ؟ ) . ( 4 ) - الحكمة الخالدة ص 204 : حفظ الذنوب اذا قدمن ذنوب .