خواجه نصير الدين الطوسي
236
اخلاق محتشمى ( فارسى )
( 34 ) الآفة تعرض لغير الانسان من الحيوانات لعدمه الكلام ، و تعرض الانسان من كثرة الكلام . ترجمه : آفت ديگر حيوانات از آنست كه سخن گوى نيستند ، و آفت مردم از آنست كه بسيار ميگويند . ( 35 ) لو سكت من لا يعلم ، لسقط الاختلاف . الصّمت منام العقل ، و المنطق يقظته . ترجمه : اگر كسى ندانستى و خاموش بودى ، خلاف از ميان برخاستى . خاموشى خواب عقل بود ، و سخن گفتن بيدارى او . ( 36 ) خساسة الانسان يعرف بشيئين : بان يكثر كلامه فيما لا ينتفع به ، و يخبر بما لا يسأل عنه . ترجمه : خساست مردم به دو چيز بشناسند : به آنچه بسيار گويد در آنچه او را نفع نبود ، و به آنكه خبر دهد از چيزى كه ازو نپرسند . ( 37 ) اذا اردت ان تنظر هل يضبط الانسان شهواته ، فانظر كيف ضبطه لنطقه . ترجمه : چون خواهى كه بدانى كه مردمى كه شهوتهاى خود در ضبط دارد ، بنگر تا سخن خود را ضبط دارد يا نه . ( 38 ) لا تحرص بافتتاح الكلام فى المجالس قبل كلّ احد . ربّ كلمة يقول : دعنى ! ترجمه : حريص مباش بافتتاح سخن در محفلها پيش از ديگران ! بسا سخنها كه ميگويد دست از من بدار . ( 39 ) انّما حمد النّاس السّكوت ، لانّه وعاء الاختيار . ترجمه : مردمان خاموشى را از آن ميشناسند كه وعاء اختيار باشد .