خواجه نصير الدين الطوسي
204
اخلاق محتشمى ( فارسى )
اولئك يخاصمونه فى ذلك ، فان كان اعطاهم ، فيقال : قف الآن ، هات شكر نعمة انعمتها عليك من اكلة او شربة او لذّة ! و هكذا لا يزال يسال . هذه حال الاغنياء . ترجمه : مردى را بياوردند روز قيامت كه مالى از حرام كسب كرده باشد ، و در وجهى كه صرف كردن در آن حرام بود صرف كرده ، گويند : او را بدوزخ بريد ! و مردى را بياوردند كه مالى از حلال كسب كرده باشد ، و در حرام صرف كرده ، گويند : او را نيز بدوزخ بريد ! و مردى بياوردند كه مال از حرام كسب كرده ، و در حلال صرف كرده ، گويند : او را نيز بدوزخ بريد ! و مردى را بياوردند كه مالى از حلال كسب كرده باشد . و در حلال صرف كرده ، گويند او را كه : بايست ! تواند بود كه در اكتساب اين مال بفرضى [ زيان ] كرده باشى يا از عبادتى بازمانده . گويد : خدايا ! از حلال كسب كردهام ، و در حلال صرف كردم ، و در عبادت و اداء واجبات تقصير نكردم . گويند : تواند بود كه تو به اين مال تكبر كرده باشى يا بجامه يا بمركبى مباهات نموده . گويد : خدايا ! به اين مال تكبر و مباهات نكردم . گويند : تواند بود كه حقى از آن درويشان منع كرده باشى . گويد : نكردم . پس درويشان بيايند و برو دعوى كنند ، اگر از عهدهء دعوى ايشان و ديگر سؤالها بيرون آيد و حساب تمام شود ، گويند : اكنون بيار تا چه شكر گذاردهاى بر هر خوردنى يا آشاميدنى يا نعمتى يا لذتى كه يافتهاى ؟ ! هم برين جمله ازو سؤال ميكنند . حال توانگران اينست ، و درويشان ازين همه فارغ باشند . ( 14 ) من اتى غنيا فتواضع لغناه ، ذهب ثلثا دينه . الغنى قلّة