خواجه نصير الدين الطوسي
181
اخلاق محتشمى ( فارسى )
الكفاف ، خير من طلب الكثير فى الاسراف . ترجمه : هر كه نفس او بر او گرامى بود ، مالش برو خوار « 1 » بود . تدبير نيك با كفاف ، بهتر از طلب بسيار به جهت اسراف . ( 17 ) قليل كاف ، خير من كثير « 2 » غير شاف . يا صفراء اصفرّى ، و يا بيضاء ابيضّى ! غرّا غيرى ! ترجمه : اندكى با كفايت و قناعت ، به از بسيارى كه حرص بننشاند . اى زر زرد شو ، و اى نقره سپيد شو ! غير مرا فريبيد ! كه من بشما فريفته نشوم . ( 18 ) ما كسبت فوق قوّتك ، فانت فيه خازن لغيرك . و مرّ بمزبلة ، فقال : هذا ما بخل به الباخلون . ترجمه : آنچه زيادت از قوت تو باشد ، تو در آن خزانهدار غير خود باشى . بمزبلهاى بگذشت ، فرمود كه : اين آنست كه به اين بخيلى ميكردند بخيلان . ( 19 ) يابن آدم ! كن وصىّ نفسك ، و اعمل فى مالك ما تؤثر ان يعمل فيه من بعدك . ترجمه : اى فرزند آدم ! وصى خود خود باش ، و در مال خود آنچه ميخواهى كه ديگرى بعد از تو بكند ، تو خود بكن ! ( 20 ) و امح من قلوبهم خطرات المال « 3 » الفتون « 4 » ! ترجمه : در دعاهاى نيكان ميفرمايد كه : خدايا ! انديشههاى مال كه در فتنه افكند از دل ايشان محو كن !
--> ( 1 ) - اصل : خار . ( 2 ) - اصل : تدبير . ( 3 ) - اصل : مال . ( 4 ) - از صحيفهء كامله ( دعاؤه لاهل الثغور ص 140 ) .