خواجه نصير الدين الطوسي
115
اخلاق محتشمى ( فارسى )
ما اعطيتنى ، و ان اسيغ الّا ما رزقتنى ، فارزقنى الرضاء بما قسمت لى ، و التّسليم لما حكمت علّى . ترجمه : در دعاى صالحان آمده است كه : خدايا من نتوانم كه فرا گيرم چيزى مگر آنچه تو به من دهى ، و يا گوارنده كنم چيزى مگر آنچه تو مرا روزى كنى ، [ پس روزى كن ] بخشنودى بقسمتى كه مرا كرده باشى ، و تسليم كردن حكمى را كه بر من فرموده باشى . ( 30 ) كان فى الوحى القديم : يا ابن آدم ! تريد و اريد ، و انّما يكون ما اريد . فان سلّمت ما اريد كفيتك ما تريد ، و ان لم تسلّم لما اريد ابقيتك فيما تريد ، ثمّ لا يكون الّا ما اريد . ترجمه : در وحى پيمبران پيشين آمده است كه : اى فرزند آدم ! تو چيزى ميخواهى و من چيزى ، و آن باشد كه من خواهم . پس اگر تسليم كنى خواست مرا . من تو را كفايت كنم آنچه تو خواهى ، و اگر تسليم نكنى خواست مرا ، تو را با خواست تو گذارم ، و خود جز آن نبود كه من خواهم ، پس تو را از خواست تو جز رنج و تعب فايده نباشد . ( 31 ) قال احد رجال الائمّة : انّى صاحبت مولاى عشر سنين ، فما سمعته يقول لشىء فعلته : لم فعلته ؟ و لا لشىء لم افعله : هلّا « 1 » فعلته ! و لا قال فى شىء كان : ليته لم يكن ! و لا قال فى شىء لم يكن : ليته كان ! ترجمه : يكى از رجال ائمه ميگويد : مصاحبت خداوند خود كردم ده سال ، هرگز نشنيدم كه چيزى كه كرده « 2 » باشم گويم كه : چرا كردى ؟ و يا كارى
--> ( 1 ) - اصل : الا ( 2 ) - اصل : كم كرده .