خواجه نصير الدين الطوسي

80

اخلاق محتشمى ( فارسى )

( 30 ) دخل عالم على مريض فقال له : انّ اللّه ذكرك فاذكره ، و اقالك فاشكره . ترجمه : عالمى نزديك بيمارى شد گفت : خدا تو را ياد ميدهد ، او را ياد كن ، و از سر گناه تو در ميگذر او را شكر كن ! ( 31 ) - سل واهب العقل اضاءة العقل ، سل من لا يفقره البذل ! ترجمه : از بخشندهء عقل روشن كردن عقل خواه ، از كسى خواه كه بذل او را درويش نكند . ( 32 ) من تصدّق بصدقة بين النّاس فاعجبه نظرهم اليه ، يكون ذلك عليه لا له . ترجمه : هر كه در پيش مردمان صدقه بدهد و او را خوش آيد كه مردمان مىبينند ، آن صدقه او را نباشد . ( 33 ) قيل لحكيم : متى يكون بذل الكثير اقتصادا ، و بذل القليل اسرافا ؟ فقال : بذل القليل فى الباطل اسراف ، و بذل الكثير فى الحقّ اقتصاد « 1 » . ترجمه : از حكيمى پرسيدند كه : كجا باشد كه بسيار دادن اقتصاد بود ، و اندك دادن اسراف ؟ گفت : چون اندك دادن در باطل صرف كنند اسراف بود ، و بسيار كه به حق دهند اقتصاد . ( 34 ) من حبس الدّراهم كان لها ، و من تصدّق بها كانت له . ترجمه : هر كه درم نگاه دارد او درم را باشد ، و هر كه به صدقه بدهد درم او را باشد . ( 35 ) انّ لك فى مالك شريكين : الحدثان و الوارث ، فان احببت ان لا تكون اخسّ الشّركاء فتصّدق . ترجمه : تو را در مال دو شريك است : حوادث و وارث ، اگر خواهى كه خسيس‌ترين شريكان نباشى صدقه بده !

--> ( 1 ) - اصل : قيل لحكيم : متى يكون بذل القليل فى باطل و بذل الكثير فى حق - از روى ترجمه درست شده است .