خواجه نصير الدين الطوسي

66

اخلاق محتشمى ( فارسى )

پيامبرى همين بوده است : از خدا پرهيز كنيد ، و مرا طاعت داريد ، و مسرفان را طاعت مداريد ! ( 5 ) يقول اللّه تعالى : اطعنى ! اجعلك مثلى . انا حىّ لا اموت ، اجعلك حيّا لا تموت . انا مهما أشأ اكن ، اجعلك مهما تشأ تكن . ترجمه : خدا ميگويد : مرا طاعت داريد ، تا تو را چون خود گردانم . من زنده‌ام كه نميرم ، تو را زنده كنم كه نميرى . من هرگاه كه خواهم باشم ، تو را چنان گردانم كه هرگاه خواهى باشى . ( 6 ) لا طاعة فى معصية اللّه ، لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق . ترجمه : طاعت نبايد داشت در معصيت خدا ، طاعت نبود مخلوق را در معصيت خالق . ( 7 ) انّ اعظم عبادة اللّه ما يكون عائدا بمصالح عباده . لم يتعبّد المتعبّدون لى به مثل البكاء عن خيفتى . ترجمه : بزرگترين عبادتى كه خدا را كنند عبادتى بود كه عايد بود بمصالح بندگان او . خدا ميگويد : مرا عبادت نكرده‌اند عبادت كنندگان مانند گريستن از خوف . ( 8 ) لو لا شيوخ ركّع ، و رجال خشّع ، و صبيان رضّع ، و بهائم رتّع « 1 » ؛ لسلّطت جهنّم على اهل الدّنيا . ترجمه : خدا ميگويد : اگر نه پيرانى بودندى ركوع كننده ، و مردانى خشوع نماينده ، و چهارپايان چرا كننده ، و كودكان شير خورنده « 2 » ؛ دوزخ بر اهل دنيا مسلّط كردمى . ( 9 ) اذا عصانى من خلقى من يعرفنى ، سلّطت عليهم من خلقى من لا يعرفنى . ترجمه : خدا ميفرمايد : چون نافرمانى من كند كسى كه مرا شناسد ، برو مسلّط كنم از خلق خود كسى كه مرا نشناسد .

--> ( 1 ) - اصل : رطع . ( 2 ) - چنين است در اصل .