خواجه نصير الدين الطوسي

37

اخلاق محتشمى ( فارسى )

ترجمه : وفا با اهل غدر بنزديك خدا غدر بود ، و غدر با اهل غدر بنزديك خدا وفا بود . ( 21 ) انّما أنتم اخوان على دين اللّه ، ما فرّق بينكم الّا خبث السّرائر و سوء الضّمائر ، فلا توازرون و لا تناصحون و لا تباذلون و لا توادّون . ترجمه : شما برادران يكديگريد بر دين خدا ، ميان شما تفرق نيفكند الا خبث باطنها و بدى ضميرها . با يكديگر يارى نميكنيد و به يكديگر نيك نمىخواهيد . و نصيحت و بخشش و دوستى نمىكنيد با يكديگر . ( 22 ) ما اختلفت دعوتان الّا احديهما ضلالة . ترجمه : دو دعوت مختلف نباشد هرگز الا كه يكى از آن هر دو ضلالت بود . ( 23 ) يقول دعاء للمؤمنين : و الف جمعهم و دبّر امرهم ، و دعاء للمنافقين : فرّق بينهم و ثبتهم بالفرقة و الاحتشاد . ترجمه : در دعاى مؤمنان ميفرمايد : خدايا ايشان را مجتمع و مؤتلف دار ، و تدبير كار ايشان كن ؛ و در دعاى منافقان ميفرمايد كه : در ميان ايشان مفارقت افكن ، و ايشان را [ بر ] مفارقت ثابت و بجد دار ( 24 ) الواجب على اوليائنا معاودة الايتلاف و رفض الاختلاف ، فهم احقّ من عمل بذلك و حافظ عليه ، الا يعلمون أنّهم نصبوا لهداية الخلق الى اللّه و استنقاذهم من المعاطب . ترجمه : واجب بر دوستان ما آنست كه الفت به عادت كنند و اختلاف فروگذارند ، كه ايشان سزاوارترند به اين از ديگران ، [ آيا ] نميدانند كه : ايشان را بسوى هدايت خلق به خداوند و رهانيدن ايشان از هلاكت نصب كرده‌اند ؟ ! ( 25 ) وعظناهم بالمواعظ الشّافيات و الزّواجر الكافيات ، و حضّضناهم على الموافقة و الايتلاف و رفض التّنازع و الخلاف . ترجمه : پند داديم ايشان را بمواعظ شافى و زجرهاى كافى و پسنديده ، و ايشان را بر موافقت تحريص كرديم و بر الفت